pouyan
پستچی حواس پرت نامه های تو را به خانه ی همسایه می اندازد وگرنه محال است فراموشم کرده باشی.........
pouyan
تنها یک خداحافظی بی دلیل.... دل تمام سلام هایم را شکست....!
pouyan
در بــــــــاز و بســــــــــته شد... حـتما باز باد شوخی اش گرفته... ادای آمــــــدنـت را در مـــی آورد
pouyan
صدایش می زنم، اما جوابی نمی دهد... یک بار دیگر صدایش می کنم...اما باز هم جوابی نمی دهد... دوباره و دوباره صدایش می کنم، هر بار با صدایی بلند تر از قبل... اما جوابی نمی دهد، حتی پلک هم نمیزند. من آشفته می شوم... و باز صدایش می کنم. اما باز هم.... رهگذری از من می پرسد: "تو را چه شده است که چنین آشفته ای؟" و من می گویم: "او پاسخ نمی دهد. نگرانش هستم." رهگذر آرام صدایش می کند:"دوست عزیز، ببخشید؟" و او پاسخ می دهد:"بله، کاری داشتید؟".... و من در خود فرو می روم... چه شده است؟ ... چرا او صدای رهگذر را شنید و صدای من را نمی شنود؟ ...آری آنچه اتفاق افتاده این است که من برای او مرده ام........
pouyan
بیا گل شدن را رعایت کنیم ز پروانه ماندن حمایت کنیم اگر باد غم شاخه ای را شکست ز دست هجومش شکایت کنیم
pouyan
خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده خیلی وقته ابری پرپر نشده دل آسمون سبکتر نشده مه سرد رو تن پنجره ها مثل بغض توی سینه منه ابر چشمام پر اشکه ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه
pouyan
با خودمان می گوییم، عادت می کنیم و با صراحت زیادی ، این جمله را تکرار می کنیم . آن چیزی که هیچ کس نمی پرسد ، این است که : " به چه قیمتی عادت می کنیم ؟ "
pouyan
چقَـــدر دلــَـــــم می خواهد نامه بنویسم ... کاغذ و پاکت هم هست ... و یک عالمه حرف ... کاش ... کسی ... جایی ... منتظرم بود ...
pouyan
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
pouyan
دیگه طاقت ندارم تو نمیخوای ببینمت گل من فک میکنی میخوام بیام بچینمت دوس دارم یه وقت کوتاه بذاری برای من
pouyan
نه رد میشی نه میمونی، تبت بدجور واگیره، من و با دسته کی کشتی؟... که پایه هردومون گیره
pouyan
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
pouyan
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
pouyan
هر چی می نویسمت باز نمیشه نت من حریف این ساز نمیشه هیچ صدایی حتی فریاد و سکوت مث جادوی صدات ناز نمی شه مگه از تو بهترم پیدا میشه مگه عشقت تو ترانه جا میشه
pouyan
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه تنها پناه آدما عكساي يادگاريه