دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

pouyan
مرد - مجرد
امتیاز: 525

دنبال‌شدگان

(27 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(64 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

pouyan
pouyan

وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی خیلی چیزا رو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دوتا سیم حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو حاضری هرچی دوست نداشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر حاضری هرجا که بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی رو

pouyan
pouyan

سلام سرسنگینی عیبی ندارد بهتر از این است که بشنوم غمگینی ٬ به فرض که دوستم نداری نه خودم ٬ نه نامه هایم را ٬ این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست ٬ خودش کلی دلیل است ٬ راستی ممنون که به شکل معجزه آسایی امسال روز تولدم یادت ماند . شاید هم کسی یادت انداخت اما تبریکت به همه ی جزیره های کشف شده و کشف نشده ی دنیا می ارزید ٬ کلی ذوق کردم ٬ ببین دوست دارم یک چیز را باور کنی ٬ <<سونیا>>! به خدا هیچ کس تو را به اندازه ی من دوست ندارد ٬ بگو باورت شد ٬ ننویس . با غصه تمامش می کنم فقط به خاطر اینکه میدانم هروقت کلاغ های قصه ی مادربزرگ به خانه هایشان رسیدند و من و تو هم به هم می رسیم . درستست ٬ یعنی هیچ وقت ٬ یعنی غیر ممکن ست ٬ هرگز . صفحه ی آخر را سفید می گذارم تا مثلا فقط برای دلخوشی ام تو جواب دهی با اینکه می دانم نمی دهی ٬ به هر حال می تواین برای سرگرمی خط خطی اش کنی یا از آن اسکلت هایی که وقتی خودکار یا مداد گیرت می آید می کشی ٬ بکشی . دیگر حرفی نیست فعلا با یک بیت شعر که نمی دانم در ذهن کدام شاعر متولد شده تمامش می کنم :

pouyan
pouyan

. تنهـــایـــی همیـــــن اســــت تکــــرار نا منظــــم من بــــی تـــو… بــی آنـــکه بــدانـی برای تو نفـــس میکشـــــم…

pouyan
pouyan

احساس است… مزرعــــه که نیست هـــــی شخـــمش میـــــزنی لعنتــــــی…!

pouyan
pouyan

ساکت نیستم لبهایم هم نسوخته است تنها تمام من تاول زده از آشی که نخورده ام…

pouyan
pouyan

دلم یخ میزند گاهی،در این سرمای تنهایی شبم قندیل میبندد از این یخهای تنهایی قلم آهسته میراند بر این خط ..بلند،اما گمانم یاد میگیرد ز من انشای تنهایی..

pouyan
pouyan

در عجبم...!!!راننده نیستم!!! اما هرکس به من میرسد مسافر است...

pouyan
pouyan

حالا که رفته ای مرد شده ام ! بسته بسته سیگار می کشم تا تو را دود کنم در خیال خسته ام !

pouyan
pouyan

یادگاری بردی از من همه ای داروندارم بخدا چیزی نمونده که به زیر پات بزارم رفتی ازپیشمو اما چیزی از خودت برام نزاشتی تو خیال کردی فراموش میکنم تنهام گذاشتی... .

pouyan
pouyan

تو رفتی و پس از تو آفتابگردان‌ها سرگردان شدند!

pouyan
pouyan

خدايا خيلي ها دلمو شکستن ديگه تحمل ندارم،شب بيا باهم بريم سراغشون،من نشونت ميدم تو ببخششون...

pouyan
pouyan

برایم تعریف کن ؛ هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد؟…

pouyan
0.290554001321561179_mihannaz_com.jpg pouyan

آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد … فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …

pouyan
pouyan

هـــی کـــافـــه چـــی! دستـــور بــدهسیـــگــار بیـاورنــد... و پاســور هـــم...و مـــردهـا را دور میــز مــن جمـع کــن! ...بگــو بنــوازنــد........ .شایـــد غیرتــی شـــد و بــرگشت!!

pouyan
pouyan

آهسته گفت : "خدا نگهدارت در را بست و رفت آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشـان را به گردن "خدا" می اندازند