pouyan
. سیاهی لبهایم از سیگار نیست…! سیاه پوش هزار حرفه نگفته است…
pouyan
آنقـدر نیستـی کــه گاهــی حـــس مـی کنـم عشــق را نسیـه به مـن داده ای بی تـابــم ! نقـــد می خــواهـمــت . . . .
pouyan
هی فلانی ، من زاده ی تنهاییم . . . خدا تو را برای “ او ” نگه دارد . . .
pouyan
به زندگیم پوزخند نزن . . . من روزی کسی را داشتم که با تمام وجود صدایم میکرد “ عشقم ” !
pouyan
یک پاکت سیگار . . . شراب به مقدار لازم . . . یه دلِ پر . . . اینجا شروع ماجراست ، انتهایش را خدا هم نمیداند !
pouyan
چـه قدر تلـــخ شده ای این روزهــا … قندهــایت را در دل ِ چه کسی آب می کنیــــ ؟! .
pouyan
گاهی دلم میخواهد وقتی بغض میکنم خدا از آسمان به زمین بیاید اشک هایم را پاک کند، دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدمها اذیتت میکنند؟ بــیـــا بــــــرویــــــــم...
pouyan
عمر من قد نمیدهد به سفرت بگو كوتاه بیاید.
pouyan
هي ( ر ا ه ) آمدم با تو … هي (ه ا ر ) شدي با من …##!
pouyan
صدایت از تلفن می رسد؛ فقط گوشم تو حرف می زنی و جرعه جرعه می نوشم تو حرف می زنی و داغ داغ داغم من تو نیستی که ببینی چقدر می جوشم به من از آن طرف خط چقدر نزدیکی سلام می کنی و می پری در آغوشم سلام سرد شده روزگار من، گل من! برای من نگران نیستی چه می پوشم؟ چگونه ای؟ چه عجب شد که یاد من کردی؟ منی که بیشتر از مرده ها فراموشم صدا صدای تو بود این، خود خود تو هنوز نکرده باور اما اتاق خاموشم#!
pouyan
من مرض گرفتم!!! از نوع#دلتنگی...
pouyan
ته دلم که میسوزد یادم می آید آخرین فکری که کرده ام با موضوع تو بوده که اگر نبودی از بی دردی جه میکردم؟ حالا هم که نیستس چفدر درد دارد!!