رهگذر
چـــــه کــــــار بــــه حـــــرف مــــــردم دارم ...زندگـــــی من هــــــمین اســـــت ...شـــــب کــــه مـــــی شود سیــــــگاری روشن مـــــــی کنم... عــــــاشقانه ای مــــــی نویسم ...خیـــــــره مـــــــی شوم بــه عــــــکست و بـــا خــــــودم فــــــکر مــــــی کنم ...مگــــــــر مـــــــی شود تــــو را دوســـــت نـــــــداشت ...؟
رهگذر
استخوان های مرا در پنجه آخر خرد کرد / آن که می پنداشتم چون موم در چنگ من است
رهگذر
تلاشِ بوسه نداریم چون هوس ناکان... نگاهِ ما به نگاهی ز دور خرسند است ... صائب
رهگذر
تــــــو شبیه دیگران نیستـــی ! دیگران حـــرف میزنند ، راه میـــروند ، نفس میکشند ... تــــــو نه حــــرف میـــزنی نه راه میــــروی و نه ... میـــگذاری نفس بکشم !!
رهگذر
دلم هوای غزل کرده ...هوای زمزمه در آن اتاق در بسته، که تو کلیدش را ربوده ای از من... "محمد علی بهمنی"
رهگذر
چشم اگر این است وابرو این و نازوعشوه این... الوداع ای صبر وتقوا! الوداع ای عقل ودین!
رهگذر
گفتی که در قلب تو خواهم ماند و ماندی ...از آن زمان قبله کمی مایل به چپ شد ...احسان پرسا
سلام ممکنه به این امتیاز بدی؟ اگر برنده شدم میخوام واسه کسی که دوسش دارم هدیه بگیرم [لینک]
13 سال و 17 روز و 8 ساعت و 49 دقيقه قبل