دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رهگذر

شما به سوی همان قله ها شتابانید که من ز فتح بلندایشان سرازیرم ! درباره »
رهگذر
امتیاز: 355

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(89 کاربر)

گروه‌ها

(10 گروه)

بازدید

رهگذر
رهگذر

چـــــه کــــــار بــــه حـــــرف مــــــردم دارم ...زندگـــــی من هــــــمین اســـــت ...شـــــب کــــه مـــــی شود سیــــــگاری روشن مـــــــی کنم... عــــــاشقانه ای مــــــی نویسم ...خیـــــــره مـــــــی شوم بــه عــــــکست و بـــا خــــــودم فــــــکر مــــــی کنم ...مگــــــــر مـــــــی شود تــــو را دوســـــت نـــــــداشت ...؟

رهگذر
رهگذر

استخوان های مرا در پنجه آخر خرد کرد / آن که می پنداشتم چون موم در چنگ من است

رهگذر
رهگذر

تلاشِ بوسه نداریم چون هوس ناکان... نگاهِ ما به نگاهی ز دور خرسند است ... صائب

رهگذر
رهگذر

تــــــو شبیه دیگران نیستـــی ! دیگران حـــرف میزنند ، راه میـــروند ، نفس میکشند ... تــــــو نه حــــرف میـــزنی نه راه میــــروی و نه ... میـــگذاری نفس بکشم !!

رهگذر
رهگذر

دلم هوای غزل کرده ...هوای زمزمه در آن اتاق در بسته، که تو کلیدش را ربوده ای از من... "محمد علی بهمنی"

رهگذر
رهگذر

چشم اگر این است وابرو این و نازوعشوه این... الوداع ای صبر وتقوا! الوداع ای عقل ودین!

رهگذر
رهگذر

گفتی که در قلب تو خواهم ماند و ماندی ...از آن زمان قبله کمی مایل به چپ شد ...احسان پرسا

رهگذر
رهگذر

تمام ترسم از این است ...یک شب هم که بخواهی به خوابم بیایی " من " بیدار نشسته باشم...!

رهگذر
رهگذر

خاورمیانه را آفرید از روی چشم‌های شرقی‌ات...؛ پرآشوب، رنجور، خسته، زیبا...

رهگذر
رهگذر

عشق را چاره محال است و ندانم که چرا؟ بیشتر، جا به دل مردم بیچاره کند؟!... مجمر اصفهانی

رهگذر
رهگذر

آنچه ماندست ز ته جرعهء جانم باقی... خوردنش خون دل و ماندن او درد سر است... "صائب"

رهگذر
رهگذر

گـرچـه دسـتــِ سـرو کـوتـاه است از دامـان ِ گل... سـرو بـالـایـی کـه مـا داریـم سـرتـا پـا گل اسـتـــ . . .

رهگذر
رهگذر

تحمل می توان صد سال کردن بار هجرانش ...ولیکن کی توان یک لحظه دیدن با رقیبانش؟... محقق اصفهانی

رهگذر
رهگذر

مرا به دلخوشي عشق زندگي مدهيد ...به عشق راضي ام اما به مرگ محتاجم......فاضل

رهگذر
رهگذر

می روی دریا و صیّادان اسیرت می شوند... گوشه گوشه، شاعری از آب در می آوری!... مهدی فرجی