رهگذر
از راه گــوش،خـوردن بـــاده شـنیـده ایـــد؟ من یـاعلـی کـه مـی شنـوم مست مـی شـوم . . . حسین طاهری
رهگذر
دل چو رو گرداند ، برگرداندن او مشکل است... روی دل تا برنگردیده ست ، برگردان مرا
رهگذر
شکارگاه غریبی ست، این جهان که یکی ...به دام دیگری افتاده است و صیاد است
رهگذر
مرا گفتی: که از پیر خرد پرسم علاج خود ...خرد منع من از عشق تو فرماید، چه فرمایی؟
رهگذر
چون تو را میل و مرا از تو شکیبایی نیست؟! ...صبر خواهم که کنم ، لیک توانایی نیست