رهگذر
خدایا کاسه ی صبرم کوچک نیست ، این غمها بزرگتر از دل هستند . . .
رهگذر
بلا همیشه که بد نیست، راستی دیدی/ تو آن بلایِ قشنگی که آمدی به سرم.../ مهدی فرجی
رهگذر
رفت عقل و رفت صبر و رفت کار ... این چه عشق است این چه درد است این چه کار؟
رهگذر
هرچه آید به سرم، باز بگویم گذرد... وای از این عمر، که با "میگذرد"، میگذرد