رهگذر
گفتی که در قلب تو خواهم ماند و ماندی ...از آن زمان قبله کمی مایل به چپ شد ...احسان پرسا
رهگذر
چاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش ارث پدرت که نیست ، دل تنهای من است ..
رهگذر
دست تنها ادعای کوه کندن کرده است... من یقین دارم کمی فرهاد شیرین می زند...
رهگذر
خـودت را جــ ــای ِ مــن بگـذار... دلــت بدجـ ــور مـی گیــرد . . .!
رهگذر
گفتی که در قلب تو خواهم ماند و ماندی ...از آن زمان قبله کمی مایل به چپ شد ...احسان پرسا