رهگذر
تــــــو شبیه دیگران نیستـــی ! دیگران حـــرف میزنند ، راه میـــروند ، نفس میکشند ... تــــــو نه حــــرف میـــزنی نه راه میــــروی و نه ... میـــگذاری نفس بکشم !!
رهگذر
" بعد " چندم تقویم است !؟ ... قرار دارم ! "
رهگذر
تلاشِ بوسه نداریم چون هوس ناکان... نگاهِ ما به نگاهی ز دور خرسند است ... صائب
رهگذر
استخوان های مرا در پنجه آخر خرد کرد / آن که می پنداشتم چون موم در چنگ من است
رهگذر
آسان تر نگاهم کن... ! دلم تا عشق بیشتر نمی داند !
رهگذر
خدایا کاسه ی صبرم کوچک نیست ، این غمها بزرگتر از دل هستند . . .
رهگذر
دو چشم تو.. دو مصرع یک رباعی ..و دو چشم من.... دو مصرع دیگر... بوسه هم که ردیف باشد ...یک رباعی ناب می شود
رهگذر
بایاد دوست غیر تلمبار بغض و آه.... هی گوش دادن «شجریان» چه فایده ؟!... "حامد عسگری"
رهگذر
چه عـاشقانـه بـرایت غـزل نـوشتـم و تـو... چـه بـی مـلاحظـه گفتـی: چـقدر بیـکاری (حسین زحمتکش)
رهگذر
چرا ای مرگ می خندی نه میخوانی نه می بندی ...کتابی را که از خون جگر شیرازه می گیرد . . . (فاضل نظری)
رهگذر
مادرم دارد مرا با مهربانی میکشد ...! به خیالت قتل تنها کار قاتل هاست ؟ نه ! سیما نوذری
رهگذر
به محض دیدنت از جای برخیزند بیماران... بنا شد با تماشای تو ، طِبِ "دیده درمانی" !
رهگذر
چـــــه کــــــار بــــه حـــــرف مــــــردم دارم ...زندگـــــی من هــــــمین اســـــت ...شـــــب کــــه مـــــی شود سیــــــگاری روشن مـــــــی کنم... عــــــاشقانه ای مــــــی نویسم ...خیـــــــره مـــــــی شوم بــه عــــــکست و بـــا خــــــودم فــــــکر مــــــی کنم ...مگــــــــر مـــــــی شود تــــو را دوســـــت نـــــــداشت ...؟
رهگذر
حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم آخ... تا میبینمت یک جور دیگر میشوم... (مهدی فرجی)
رهگذر
اگر روزی خم زلف نگار افتاد در دستت... غنیمت دان که از این روزها دیگر نمی آید