rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
یک روز می افتد ؛ آن اتفاق خوب را می گویم ... من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛ هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ... السلام علیک یا صاحب الزمان
rezaey......یا حسین
گاه آنقدر غرق آرزوهایت هستی که فراموش می کنی خودت آرزوی کسی هستی...
rezaey......یا حسین
هر آدمي بايد مرزي ، خط قرمزي ، تعهدي ، پايبندي به يک چيز داشته باشد . وگرنه اعمالش چون لبه هاي تيغ بي صدا ولي عميق تن ديگران را زخم مي زند .
rezaey......یا حسین
وقتي دير مي آيي ؛ دلم هزار جا نمي رود يک جا مي رود آن هم ... خانه ي رقيب!!
rezaey......یا حسین
را اینگونه باور کن : کمی خسته کمی تنها کمی از یاد رفته ٬کمی مغرور کمی بی کس ٬ کمی گستاخ کمی سر خوش کمی..... کمی باور کردنم سخته !!؟؟
rezaey......یا حسین
برای چراغ های همسایه هم نور آرزو کن... بی شک حوالی ات روشن تر خواهد شد...
rezaey......یا حسین
بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند ,ولی ما می خندیم!
rezaey......یا حسین
حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه بود آسمان فرصت پرواز بلند است قصه این است چه اندازه کبوتر باشی ....
rezaey......یا حسین
مرد که باشی دستهایت بسته و به اندازه ی تمام نداشته ها غرورت می دهند به کسی چه تو فقیری!!! دستانت بوی چه می دهد؟ در دلت چه می گذرد؟؟؟ و هر کس تو را به بهانه ای دوست دارد! آری مرد که باشی شاید، تنها دخترت به دلسوزی زیر سیگاری برایت بیاورد و دل آشوبیُ سردردُ بغضُ غرور،لحظه ای وا می دارند تو را که فنا شوی و مبادا دخترت شبی بی نان بخوابد....
rezaey......یا حسین
تو که در باور مهتابی عشق رنگ دریا داری... فکر امروزت باش. به کجا می نگری؟! زندگی ثانیه ایست... هیچ کس تنها نیست. ما خدا را داریم...!!!!!
rezaey......یا حسین
روزی از روزها و شبی از شبها، خواهم افتاد و خواهم مُرد. اما می خواهم هر چه بیشتر بروم، تا هر چه دورتر بیفتم، تا هر چه دیرتر بیفتم . هر چه دیرتر و دورتر بمیرم. نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه، بیش از آنکه می توانستم بروم و بمانم، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین. (دکتر علی شریعتی)
rezaey......یا حسین
نه زمین باش و نه خاک که تو را خوار کنند وانگهی ذهن تو را پر، ز مردار کنند آسمان باش که خلقي به نگاهت بخرند وز پی دیدن تو ، سر به بالا ببرند
rezaey......یا حسین
زندگي بافتن يك قاليست نه همان نقش و نگاري كه خودت ميخواهي نقشه را اوست كه تعيين كرده تو در اين حين فقط ميبافي..... نقشه را خوب ببين نكند آخر كار قالي زندگيت را نخرند!!