rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
تنهايي ما آدما به عمق يه درياست اما..... واسه پر کردنش يه ليوان محبت کافيه....
rezaey......یا حسین
چرا با من بخوبی تا نکردی .... گره از غصه هایم وا نکردی ..... دل من نازنینم خانه ات بود ..... کلید خانه را پیدا نکردی....
rezaey......یا حسین
دوستت خواهم داشت .....در ســـــــکوت ..... که مبادا در صـــــــدایم توقعی باشد که خاطرت را بیازارد .....
rezaey......یا حسین
بعضی اشکها هستند... ، بیدلیل ، بیبهانه ، یک دفعهای ، نصفه شبی ، عجیـــــــــــــــــــــــــب ، ... آدم را آرام میکنند ، می گویند این اشکهای بی بهانه سندشان به نام " خـــــداست " ..!!
rezaey......یا حسین
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند......
rezaey......یا حسین
مسافر من !.... آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش .....با من سخني بگو مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ... جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...
rezaey......یا حسین
سالها رفت و هنوز............
rezaey......یا حسین
آدمِ بد را هر طور که هست تحمل می کنم .... کاسه صبرم از آدم هایی لبریز است .....که با ادعای خوب بودن، بدی می کنند....
rezaey......یا حسین
نمیدونم چرا دخـترای امـــروزی از سایز كله شون راضـی نیستند ! . . . . . . . . . . حتــــــما بـــاید یه قابـلمه یا زود پزی ، چیزی بـذارن زیر روسری شون تا ســـرشـون بشــه اندازه گنبد امامزاده ... . . . والـــــــــــا !!!