rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
ایگنورم کرد ... اونی که یه روز ................
rezaey......یا حسین
من برای تنها نبودن .... آدمهای زیادی دور و برم دارم .... آن چیزی که ندارم ... کسی برای با هم بودن است....
rezaey......یا حسین
تیغ روزگار . . . شاهرگ کلامم را چنان بریده .... که سکوتم بند نمی آید.... .!
rezaey......یا حسین
اگر دیوانگی نیست، پس چیست؟!... اینکه در این دنیای به این بزرگی .... دلت فقط هوای یک نفر را می کند...!!!
rezaey......یا حسین
سخت است اینکه نمرده باشی ........ و از تو بخواهند گورت را گم کنی....
rezaey......یا حسین
هر چه نا دیدنی بود ... از دنیا دیدم.... حالا باورم گشته آرامش نابینا از چیست....
rezaey......یا حسین
حال بدی دارم ..... انگار چراغ جادو در دست هایم باشد .... و بدانم آرزوهایم هرگز بر آورده نمیشود.... و باز هم آرزو کنم .....
rezaey......یا حسین
یک طرفه بودن همه چیز رو نابود میکنه..... از خیابون یک طرفه گرفته تا .... رابطه یک طرفه.....
rezaey......یا حسین
دلم پر است...........انقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم میچکد .....
rezaey......یا حسین
چه ساده بودم ... آن هنگام که می پنداشتم شکستن دل کسی نا گوارترین حادثه عالم است ... امروز دلم شکست ... عالمی تکان نخورد ... به سادگی خودم میخندم ....
rezaey......یا حسین
دیار عاشقی هم شهر هرت داره......خیلی راحت دل می دزدن ..... دل می برن ..... دل می شکنن.............
rezaey......یا حسین
آدم فهمیده ای بود......خوب میدانست کجاها خودش رابه نفهمی بزند...