rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
وای…! عجب غوغا میکنند در من… واژه هایی که به وزن ” تو ” شعر میشوند...
rezaey......یا حسین
مقابل تقدیر خدا ... همچون کودکی باشیم که وقتی او را به هوا می اندازند، میخندد .... چون ایمان دارد که اورا خواهند گرفت....
rezaey......یا حسین
بهتر است نداشته باشمت ....... تا اینکه داشته باشم و ندانم با چند نفر شریکم ....
rezaey......یا حسین
من در جایی زندگی میکنم که مردمانش ... صحنه اعدام یک انسان را با لذت بیشتری تماشا میکنند ... تا صحنه بوسیدن دو عاشق را.....
rezaey......یا حسین
چه رسم تلخیست ......... تو بی خبر از من ........و تمام من درگیر تو.......