rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
آغوش من سرزمین تو بود؛.... کاش قدری عرقِ میهن پرستی داشتی ... وطن فروش ...
rezaey......یا حسین
قصه ها واسه بیدار کردن افکار آدما نوشته شدند .... ولی ما برای خوابیدن ازشون استفاده میکنیم .....
rezaey......یا حسین
حرف زدن با تو از عشق ...... مانند آب دادن به گلهای پلاستیکیست ...... بی فایده
rezaey......یا حسین
کنج اتاق ..... همبستر دیوارم ..... کاش کسی مچم را بگیرد ..... عادت بدی ست تنهایی .....
rezaey......یا حسین
یه روز میرسه که برگ برندت دل میشه ........ ولی تو دیگه حاکم نیستی ......
rezaey......یا حسین
عشق های امروزی...... بی نام ...... قابل انتقال به غیر ...... معاف از احساسات...........
rezaey......یا حسین
قانون فیزیک ....... بعدها اثبات میکند ....... در روز های بارانی ، جای خالی آدمها بزرگتر میشود....
rezaey......یا حسین
دل ..... این کلمه بی نقطه ..... گاهی تنگ میشود ..... در حد یک نقطه.....