rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
چقدر دلم برات تنگ شده..... برای دوبار شنیدن صدات.....
rezaey......یا حسین
مُهم نیست! که تـو با مـن چـه میکنـی ..... بیا ببیــن "بـَرای تـو" من با خـودم چـه میکنـم!
rezaey......یا حسین
ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک ... هرکه از دیده مارفت ز خاطر ببریم ... یا که چون فصل خزان آمد و گل رفت بخواب .... دل به سوی دگری داده از آنجا بپریم ....وسعت دیده ما خاک قدمهای شماست..... خاک زیر قدمت را به دو دنیا ندهیم....
rezaey......یا حسین
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای ..........من در میان جمع و دلم جای دیگر است..........