rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
چرا نگاه میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تنها ندیده ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به من نخند... من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم!!!
rezaey......یا حسین
خدایا میشود باران ببارد ...... این بغض به تنهایی از گلویم پایین نمیرود....
rezaey......یا حسین
باز هم دروغ مشت محکمی بر دهانم زد ...... شاید ..... تا ابد باید مشت دروغ بر دهانم بماند.....
rezaey......یا حسین
قانون تو تنهایی من است..... و تنهایی من قانون عشق ..... عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست ...... چه قانون عجیبی..... چه ارمغان نجیبی .... و چه سرنوشت تلخ و غریبی....
rezaey......یا حسین
خدایا مرا چه طعمی افریدی .... که اینقدر از من زود سیر شد......
rezaey......یا حسین
چقدر سخت است در خلوتت .... دلواپس خاطره ای باشی ، که تو را بر باد داده است....
rezaey......یا حسین
همه زخم های دستم را میبینند و میپرسند ، چرا با خود چنین کردی..... ولی کسی زخم های دلم را نمی بیند تا بگوید ... چرا با تو چنین کردند ....
rezaey......یا حسین
نفس میکشم فقط برای اینکه بجای مرده ها خاکم نکند ... اینگونه است حال من ... چیزی نپرس.....
rezaey......یا حسین
دلم گرفته از آدمهایی که میگن دوستت دارم ولی معنیشو نمیدونن .... از آدمهایی که میخوان مال اونا باشی، ولی خودشون مال تو نیستن ....از اونایی که زیر بارون برات میمیرن ، ولی وقتی آفتاب میشه همه چی یادشون میرم ....