rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
من ... تو ... او ... ما ... حتی بین ضمایر هم ...او ... بین ما فاصله انداخته ...
rezaey......یا حسین
گفت سیگار نکش ... دردهایم را برایش گفتم ..... خودش کبریت کشید...
rezaey......یا حسین
خاکستر گفت.... آتش را می بخشم ...ولی تبر را هرگز ...
rezaey......یا حسین
هر کسی جای من بود میبرید .... ولی من هنوز میدوزم !..... چشم به نگاه سرد و بی احساس تو....
rezaey......یا حسین
اگر تو را نخواست ...آرام کنار بکش... غم انگیز است که تو را نمیخواهد......مسخره است اگر نفهمی....... و احمقانه است اگر اصرار کنی به ماندن.....