سـعـیــــــد
نقل است روزی جمعی از معاندین شیخ وی را خواستند که از برای اثبات حقانیت خویش به داخل قفس گوریلی وحشی اندر شود و با وی به شطرنج پردازد. شیخ بر خلاف درخواست مریدان، چنین کرد. در این حال گوریل به سبب کرامات شیخ آرام شد و به بازی با شیخ مشغول همی گشت. همگان در حال قبول حقانیت شیخ بودند که ناگاه گوریل شیخ را کیش و مات نمود. نقل است که در آن حال، شیخ که جنبه باخت نداشت، چنان وحشی بازی درآورد که مریدان بالاجبار گوریل را از قفس خارج کردند و به جای او شیخ را در قفس نگه داشتنند و ایضاً همگان به حقانیت گوریل پی بردند و جملگی به همرا گوریل، نعره زنان و هلهله کنان به سمت جنگل های آمازون راهی گشتند...