مصطفی
گفتی بارون را دوست داری ولی زیر بارون چتر دست می گیری گفتی برف را دوست داری ولی از گلوله برف می ترسی گفتی گل را دوست داری ولی اونو از شاخه جدا می کنی گفتی پروانه را دوست داری ولی اونو میگیری و میکشی برای البومت گفتی پرنده ها رو دوست داری ولی اونارو میزاری توی قفس چطور از تو نترسم وقتی که میگی تو را دوست دارم
مصطفی
هر روز تکراریست… صبح هم ماجرای ساده ایست، گنجشک ها بیخودی شلوغش می کنند…!
مصطفی
کی صاحب این عکس ومی شناسه؟؟؟؟؟؟؟به کسی که بگه جایزه تعلق نمی گیره.اما هر کی می شناسه بگه خواهشن
مصطفی
شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم ..
مصطفی
تو باور نکن اما من به اندازه ی تمام بی محبتی هایی که به من کردی دوستت دارم.
مصطفی
لحظه ای را از روزگار خواسته ام تا با قلبم تنها باشم ، و در خلوت عشق با تو به رویاها روم. حتی لحظه ای که در کنارم نیستی ، در این خلوت عاشقانه در خاطر من هستی
مصطفی
دردت را بگو ، من که بهانه ای ندارم ، مدتهاست تو را دارم ولی به درد تنهایی دچارم ، یار وفاداری ندارم.
مصطفی
کاش میدانست که نگاهم همیشه به ثانیه هاست ، تا حتی لحظه ای از دور هم او را ببینم ، تا دوباره جان بگیرم ، میخواهم تا ابد تنها با نگاه به او زندگی کنم و آخر سر نیز بمیرم.
مصطفی
این گونه زندگی کنیم :شاد اما دلسوز ساده اما زیبا مصمم اما بی خیال متواضع اما سر بلند مهربان اما جدی سبز اما بی ریا عاشق اما عاقل
مصطفی
خدایا ! رحمتی کن تا درلحظه مرگ بر بیهودگی لحظه ای که به نام زندگی تلف کرده ام سوگوار نباشم . آمین
مصطفی
تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم
مصطفی
چشمها منتظر طلوعی دیگر نشسته اند.. کاش هیچگاه سایه ی ابری، زیبایی طلوع را از ما دریغ نکند.. روزهای زندگیت آفتابی .. آسمان دلت بی لکه ایی از ابر... و طلوع شادیهایت پاینده باد..
مصطفی
بگذار هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دوردست، عشقی باشد در دل نه در سر، و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمرگی....
مصطفی
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی ….