مصطفی
سال بد سال باد سال اشك سال شك سال روزهاي دراز و استقامت هاي كم سالي كه غرور گدايي كرد سال پست سال درد سال عزا سال اشك پوري سال خون مرتضي ...
مصطفی
برگرده باد گرده بويي ديگر است درخت تناور امسال چه ميوه خواهد داد تا پرندگان را به قفس نياز نماند؟
مصطفی
زن ومرد در اختراع : مرد كلمه را كشف كرد و مكالمه را اختراع كرد. زن مكالمه را كشف كرد و شايعه اختراع شد! مرد قمار را كشف كرد و كارتهاي بازي را اختراع كرد. زن كارتهاي بازي را كشف كرد و جادوگري اختراع شد! مرد كشاورزي را كشف كرد و غذا اختراع شد. زن غذا را كشف كرد و رژيم غذايي را اختراع كرد! مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد. زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود
مصطفی
اگر طلب دشمن هستی خود را از دوستانت برتر بدان ولی اگر دوست میخواهی بگذار دوستانت خود را از تو برتر بدانند.
مصطفی
داریوش در ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ در تهران به دنیا آمد. پدرش محمود اقبالی، از ملاکان آذربایجان (شهرستان میانه) بود. داریوش دوران کودکی را در تهران گذراند. اولین بار در ۹ سالگی در جشنی در مدرسه شهرآرابه روی صحنه رفت. دوران دبیرستان را در دبیرستانهایی همچون دبیرستان فارابی، دبیرستان کرج، دبیرستان رازی دبیرستانی در سنندج، و دبیرستان آزادگان تهران پارس گذراند و در مراسم هنری به اجرای برنامههای هنری میپرداخت.
مصطفی
یک روز مرگ از زندگی میپرسه چرا مردم تو رو دوست دارن ولی من رو نه؟ زندگی میگه :اخه تو حقیقتی و من یک دروغ.
مصطفی
عشق امانت با ارزشی است که هرکس آنرا در قلبش نگه می دارد برای همین است که هر وقت به خواهی عشقت را پس بگیری باید قلب کسی را بشکنی.
مصطفی
هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده
مصطفی
هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم
مصطفی
انفجار تهران؛ مردم فکر کردند حمله نظامی شروع شده....این پادگان ظاهرا برای آموزش سربازان نیروی زمینی سپاه پاسداران مورد استفاده قرار می گیرد، ولی محلی برای استقرار سیستم های دفاعی است. گزارش خبرنگار ما از تهران: مقارن ظهر امروز شنبه 20 آبان ماه صدای انفجار مهیبی ساکنان تهران، کرج و شهرستان های اطراف را دچار ترس و وحشت کرد. در دقایق ابتدایی و با توجه به فضای حاکم شایعه حمله نظامی برسر زبان ها افتاد. بلافاصله سایت های وابسته به جمهوری اسلامی علت این صدای مهیب را انفجار در تاسیسات گاز ما بین تهران و کرج اعلام کردند اما کمتر از یک ساعت بعد شرکت ملی گاز و شرکت پخش فرآورده های نفتی که در آن منطقه دارای پالایشگاه هستند وقوع هرگونه انفجار در تاسیسات خود را تکذیب نمودند.
مصطفی
اینم حمایت بحرینی ها از عربستان
مصطفی
دلم تنگ است دلم می سوزد از باغی که می سوزد نه دیداری نه بیداری نه دستی از سر یاری مرا آشفته می دارد چنین آشفته بازاری
مصطفی
این عربا چقدر کثیف هستن بعد مساوی دیروز تیم ملی ایرام مقابل بحرین پرچم کشور عزیز ما را اتیش زدن .اون وقت ما دنبال ..... هی کجا کوروش
مصطفی
نمی دانم چرا آنقدر بزرگ نشده ام،که تو را تنها در مواقع سختی نخوانم؟
چرا وقتی همه چیز هست، کمتر تو را صدا می کنم؟
چرا وقتی سالم و شاداب هستم، کمتر تو را شکر می گویم؟
پروردگارا! تنها درخواستم از تو روحی وسیع است، آنقدر که فراموش نکنم،در خوشی ها باید بیشتر تو را صدا کرد!