مصطفی
لـــعنتـــی.... کــاش نگـــــاهتــــ زیر نـویس داشـتـــــــــ ...
مصطفی
دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند..
مصطفی
آن جا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد،زندگی به رنج كشیدنش می ارزد..
مصطفی
انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ می رود , دست دلم می لرزد اما به خواجه می سپارم تا امید را از دلم نگیرد دلم می خواهد همیشه بگوید : یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور!!!!
مصطفی
چه دردیست در میان جمع بودن ...ولی در کوشه ای تنها نشستن
مصطفی
چطور می توان به تاول های پا گفت : که تمام مسیر طی شده ، اشتباه بوده . . .!
مصطفی
زود قضاوت کردن فرصت دوست داشتن را از انسان میگیرد..." چه خوبه که در مورد همدیگه زود قضاوت نکنیم...
مصطفی
شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند. عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند. دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست..
مصطفی
از منــ پرسید: ســیــگار را تــرک نـکردی؟؟؟ گفتـم نــه کبریــت را ترکــ کرده ام ســیـگار را بـا ســیـگار روشـــــن میـکنم
مصطفی
یه مرداب برای بدست آوردن یه نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره پس اگرکسی رو دوست داری برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن
مصطفی
من آدم ســخـتـگـیــری نـیـسـتــم، فـقــط آدم " ســخـــت " گـیــرمـیـاد....