مصطفی
غرور از فرشته شیطان ، و تواضع از خاك ، انسان می سازد
مصطفی
دل تاری است كه وقتی بشكند بهتر می نوازد
مصطفی
عشق ویرانگریست که رحم ندارد دوست داشتن پادشاهیست که می سازد کدام زیباترست؟
مصطفی
من از گذشته ی خفته ی خود میترسم من از پر کشیدن حال میترسم من از فراموش شدن میترسم من از این که بیدار شوم و دریابم تورفته ای میترسم
مصطفی
همان غاری که از وارد شدن به آن واهمه دارید ، میتواند سرچشمه آن گنجی باشد که دنبالش می گشتید . . .
مصطفی
خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته ها . . .
مصطفی
اگه به موقع شروع کنی، نیاز به دویدن نداری ...
مصطفی
کاشکی میفهمیدی اونکه برای بدست آوردن محبتت ، حاضره تنش را در اختیارت بذاره ، فاحشه نیست و اونی که بخاطر بدنبال خودش کشوندنت ، تنشو ازت میدزده ، باکره نیست من به فاحشه بودن ذهن زنان باکره و باکره بودن ذهن زنان فاحشه ایمان دارم
مصطفی
یه پادگانم ذاغه مهماتش تو ملارد شهریار ور ترکیده
مصطفی
دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یارترین / سینه را ساختی ز عشقش سرشار ترین آنکه میگفت منم بهر تو غمخوار ترین / چه دل آزارترین شد ، چه دل آزارترین . .
مصطفی
زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
مصطفی
دخترک هميشه مي گفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد ...اسب سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد.... پسرک رفته بود براي هميشه
مصطفی
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ايم از ما نرنجند