مصطفی
ای خدا من به کسی کاری ندارم ولی زخم از همه خوردن شده کارم از غریب و کسی که وصله جونه پشت پا خوردن و مردن شده کارم کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد بعضی ها قیده همه چیرو زدن بعضی ها اسیر اقبال بدن اون بالا نشستی گوش کن ای خدا چه عذابیه به دنیا امدن کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد هر کجا پا میزارم هر جا که میرم پیشه چشمام میبینم حلقه داری ای خدا من خودمم هیچ نمیدونم چرا هر گل پیش چشمام میشه خاری کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد مرگ تدریجی شده هستی برام نقش خنده دیگه مرده رو لبام ای خدا هر کسی از راه می رسه می کنه چاه دو رنگی پیش پام کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد باعث رنج و فریبم نمی شد اخه هوشیاری غم بزرگییه کاشکی هوشیاری نصیبم نمیشد
مصطفی
در قرمز غروب رسيدند از كوره راه شرق دو دختر كنار من تابيده بود و تفته مس گونههاي شان، و رقص زهره كه در گود بي ته چشم شان بود به ديار غرب ره آوردشان بود و به ما گفتند: « با من بيا به غرب !» ...
مصطفی
چاله ی شکست پر است از انسان های تندرو .
مصطفی
Wht , shni f,nl... منظورم اینه که زندگی مثلِ کیبورد میمونه ، تو درست مینویسی ولی سرتو که بالا میاری میبینی نوشته هاتو نمیشه خوندش تو درست نوشتیا ، ولی نمیشه خوندش . . . چه کسی ALT + SHIFT نزده ؟
مصطفی
در دهه هفتاد خورشیدی ترانهای از داریوش با عنوان به بچههامون چی بگیم با شعر اردلان سرفراز باز دوباره بر سر زبانها افتاد. گناه هر چی که گذشت به گردن ما بود و هست از ما اگه بتی شکست بتهای تازه جاش نشست داریوش در سالهای اخیر در خارج از ایران فعال بوده و در آ-م-ر-ی-ک-ا، انگلستان، آلمان، کانادا، و ژاپن کنسرتهایی اجرا کرده است.
مصطفی
یادت است میگفتی سیگار را کنار بگذارم؟ من سیگار را کنار گذاشتم اما طعم تلخش را نه روزگار امروز به من فهماند که چیزهای تلختری از قهوه و سیگار هم هست
مصطفی
آمدی آمدی ، چه صادقانه آمدی ، مرا عاشق کردی ... آمدی ، چه عاشقانه آمدی ، مرا دیوانه کردی ... چه زیبا آمدی و لحظه های پر از غم زندگی ام را عاشقانه کردی!
مصطفی
هرز گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه مهم اثبات وفاداری دریاست . . .
مصطفی
باز کن ار سر گیسویم بند / پند بس کن که نمیگیرم پند در امید عبثی دل بستن / تو بگو تا به کی آخر ، تا چند
مصطفی
تو مانند کبوتر ها نجیبی ٬ تو مثل داستانهای عجیبی گناه من چه بود که گفتی ٬ از این پس از نگاهم بی نصیبی .
مصطفی
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم !!! و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم !!!
مصطفی
کوچه ها ، خونه ها ، تموم عاشقا رفتن از اینجا یه غربت موند و من تنهای تنها ، یه غربت مونده و من تنها
مصطفی
داور قلبم سوت نداره راحت باش ، خطا کن