مصطفی
ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسي): آيا قلبي پيدا ميشود كه وقتي درباره كربلا سخن ميشنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نميتوانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.
مصطفی
عالم ، همه خاک کربلا بایدمان پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید همواره حسین ، مقتدا بایدمان . . .
مصطفی
حسین (ع) هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... نیما پشت ماکسیمایش مینویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماههاش دور نمیشود!
مصطفی
جز یاد تو در خاطر من نیست عزیزم / مانند تو عشق با صفا کیست عزیزم بی یاد تو زندگی مرا نیست عزیزم / در عشق بود نمره ی تو بیست عزیزم…
مصطفی
از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی..
مصطفی
اگر “او” برای “تو” ساخته شده! “من” برای “تو” ویران شدهام … !
مصطفی
به من گفت همه رو ول کن … باید دور همه رو خط بکشی ولی خودش جلوی آینه دور چشمشو خط کشید و رفت سر قرار..
مصطفی
نرو نرو که جدا از تو ما نمی ماند
بمان بمان که سر از تن جدا نمی ماند
گلایه نیست اگر می زنی به نفرینم
که آه بر تن آیینه، جا نمی ماند
مصطفی
دلت طفل بود... قدت به قد عاشقی هم نمیرسید که کوچک شمردی عظمت عاشقانه هایم را...
مصطفی
چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . .
مصطفی
کیست که غربت رفته را یاد کند / دل غربت زده را شاد کند مینویسم این سخن از بهر دوست / تا بداند این دلم در فکر اوست . . .
مصطفی
گاه آرزو میکنم … کاش هرگز نمیدیدمت تا امروز غم ندیدنت را بخورم کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمیشد تا امروز چشمان من به آن لحظه بهانه بگیرند و اشک بریزند ، کاش حرفهای دلم را به تو نگفته بودم ، تا امروز به خودم نگویم ” آخه اون که میدونست چقدر دوسش دارم . . . “
مصطفی
به دل میگم یه روز میاد ، اینم یه خود فریبیه از عشق اون قسمت من همیشه بی نصیبیه .