مصطفی
زیر آسمون خدا یه کلبه ی درویشی داریم توی شهر غربت کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم ومن شمع می سوزم ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم درون کلبه ی خاموش خویش اما کسی حال من غمگین نمی پرسد و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم درون سینه ی پرجوش خویش اما کسی حال من تنها نمی پرسد ومن چون تک درخت زرد پاییزم که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او ودیگر هیچی از من نمی ماند.
مصطفی
کاش میدانستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج قطره ای از باران محبت بود . . .
مصطفی
من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست . . . .
مصطفی
در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود .
مصطفی
زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد . . . .
مصطفی
در فصل تگرگ عاشقت میمانم / با ریزش برگ عاشقت میمانم هر چند تبر به ریشه ام میکوبی / تا لحظه مرگ عاشقت میمانم . . . .
مصطفی
فرقی نمیکنه که به اندازه دل یک گنجشک دوستت داشته باشم یا به اندازه دل فیل مهم اینه که به اندازه یک دا دوستت دارم . . .
مصطفی
حرارت لازم نیست گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت
مصطفی
گاهی خیال میکنم از من بریده ای / بهتر ز من برای دلت برگزیده ای از من عبور می کنی و دم نمیزنی / تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای . . . .
مصطفی
چقدر خوبه که بدونی یکی یه جایی داره
یه آهنگی رو فقط به یاد تو گوش میده . . .
.
مصطفی
آه گراهام کاش اختراع نمیکردی تلفنی را که زنگ نمیزند
مصطفی
احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم میرسد نازنینم فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها . . .
مصطفی
” درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است . . .
مصطفی
زیبا ترین آغاز را با تو تجربه کردم ، پس تا زیباترین پایان با تو میمانم . . . .
مصطفی
هرگاه در زندگی یکی از تارهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را طوری بنواز که کسی نفهمد بر تو چه گذشت