سارا(فندق خاندان)
خدایا وقت کردی بی زحمت مسیر زندگی ما رو بررسی مجدد کن! قسمت آسفالتش افتاده رو دهن من...!
سارا(فندق خاندان)
رفتنت ... نبودنت ... نامردیت ... هیچکدوم نه اذیتم کرد نه واسم سوال شد ... فقط یه بغض داره خفم میکنه ... چه جوری نگات کرد که منو تنها گذاشتی ...؟ (سخته خیلی سخته این فکر داغون می کنه نمی دونم می فهمید چی میگم یا نه)
سارا(فندق خاندان)
مقصد مهم نیست، مسیر هم مهم نیست، حتی خود سفر هم چندان مهم نیست؛ همسفر خیلی مهمه. . .
سارا(فندق خاندان)
مردونه تمومش کن من طاقتشو دارم هر بار ترحم بود اینبار نمیذارم با عشق برو وقتی با عشق نمیمونی! مردونه تمومش کن وقتی که نمیتونی تو میری و میمونی این معنی رفتن نیست! اینبار تمومش کن تا وسوسه با من نیست باید یه نفر از ما از خاطره ها رد شه من یا تو نمیدونم باید یه نفر بد شه من پیش تو آرومم تو پیش من آشوبی انقدر به من بد کن باور نکنم خوبی...