مادرم اینا اومدن دنبالم فرودگاه وقت برگشتن بابام گفت من کمرم درد میکنه علی , تو بشین پشت فرمون نشستم و تو راه بچه خواهرم پرسید دایی اون آدم آهنی که تو اینترنت نشونت داده بودم خریدی برام ؟ منم که خواهرم سپرده بود اونو براش نخرم چون می گفت شنیده بدآموزی داره, گفتم " نه دایی جان , خیلی گرون بود ,گذاشتم بیام اینجا بریم یه کوچیکترشو بخریم " رفت تو خودش و صداش در نیومد نزدیک عوارضی که رسیدیم دیدم ماشینارو نگه میدارن و مال ما رو هم نگه داشتن , تا من اومدم حرف بزنم بچه خواهرم گفت " جناب سروان کمربند نبسته بود , تا شما رو دید کمر بند بست, سرعتشم خیلی بالا بود , هر چی گفتم مراعات نمی کرد, سبقت غیر مجازم داشت , من از همکارای خودتون هستم , همیار پلیسم " مامورم کلی خوشش اومد و با کلی چک و چونه که بابا دروغ میگه و اینا واسه من 80 تومن جریمه نوشت سوار ماشین شدیم بچه خواهرم میگه " کل اون پولی که واسه آدم آهنی من ندادی کوفتت می کنم خسیس