سارا(فندق خاندان)
یه خیابون هایی یه عطر هایی یه آهنگ هایی یه تیکه کلام هایی یه لباس هایی یه کارایی یه روز های خاصی یه فیلم هایی یه پارک هایی یه عــــکــــس هایی یه... اینا شاید هیچی نباشن ، ولی گاهی خیلی عذاب آورن برای یه آدم هایی!!!
سارا(فندق خاندان)
ســُــرخ می شوی ، وقتی می شنوی دوستت دارم ! زرد می شوم ، وقتی می شنوم " دوســــتش داری " !! چهار شنبه سوری راه انداخته ایم... ســـرخی ِ تو از من ، زردیِ من از تــــو !
سارا(فندق خاندان)
عشق یعنی اینکه وقتی یه اس ام اس ازش میاد حتی قبل اینکه بدوونی چی نوشته لبخند میاد روی لبت، همینکه یه لحظه بهت فک میکرده واست اندازه یه دنیا می ارزه
سارا(فندق خاندان)
باید خودم را ببرم خانه ! باید ببرم صورتش را بشویم… ببرم دراز بکشد… دلداریش بدهم ، که فکر نکند… بگویم نگران نباش ، میگذرد… باید خودم را ببرم بخوابد… “من” خسته است …!
سارا(فندق خاندان)
خدایـــــــــــــا . . . چرا تا زنده ایم روانمان را شـــــــــاد نمی کنی ؟ ! همیکنه مردیم . . . شادروانمان می کنی ؟ !
سارا(فندق خاندان)
نه تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است! گفته بودی دوستم داری بی اندازه خوب که فکر می کنم تازه می فهمم که “بی اندازه” یعنی چه
سارا(فندق خاندان)
ترکت میکنم ، تا هر سه راحت شویم … من ، تو و رقیبم من از قید تو ، او از قید من و تو از قید خیانت ...
سارا(فندق خاندان)
من ، با کناری ات کنار نمی آیم ! کنار می روم ……
سارا(فندق خاندان)
مــن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشت تـــو بــی مـن چــِـه خــواهــی کــــرد؟ اصـــلا یــــادت هست کــه نیستــم؟
سارا(فندق خاندان)
گاهی تو … گاهی یاد تو … گاهی هم غم تو … آخر این “تو” کار مرا تمام می کند !
سارا(فندق خاندان)
آدمهای سرزمین من تا پیش از اولین بوسه تا قبل از آغوش نخستین تا شروع تپش های بی امان دلتنگی تا آغاز قصه ای که در گوشت زمزمه می کنند عاشقند. اما ........!!!
سارا(فندق خاندان)
خوابـــــــــــــــــید… بدون ” شب بخیر ” شاید می دانست بی او هیچ ساعتی از زندگی ام به خیر نیست…
سارا(فندق خاندان)
برای تو… نمیدانم چطور میگذرد…! اما برای من… انگار… خنجر بر گلویم گذاشته اند… اما نمیبرند… .@...
...
13 سال و 11 ماه و 1 ساعت و 1 دقيقه قبل