سارا(فندق خاندان)
او براي هميشه دير کرده است... آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است.. خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است..
سارا(فندق خاندان)
به خدا خسته شدم از بس به آدمایی که میخوان جای تورو تو قلبم بگیرن گفتم ببخشیداینجا جای دوستمه الان برمیگرده….
سارا(فندق خاندان)
سعی کنین وقتی بحثتون میشه خیلی یههویی تمومش کنین... حتی تو اوج ناراحتی! قاتل جونی هم نیستین... همو دوس دارین... دوس داشتن جایی برا غرور و به کرسی نشوندن حرف خودت نیست... بچشین طعمش از هزارتا دوست دارم بهتره... اختلاف هست اما برا لحظات خوبی که دارین کوتاه بیاین...
سارا(فندق خاندان)
خدایا…! اندکی نفهمی عطا کن که راحت زندگی کنیم! مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم ...
سارا(فندق خاندان)
دلم بد داره واسه خودم میسوزه... هیچی بدتر از این نیست واسه دلسوزی دل خودت گریه کنی... بد داره دلم واسش میسوزه... چقدر بدبخته... ساکته...
سارا(فندق خاندان)
شب است . ساکت و آرام به مهتاب شب روشن نگاه می کنم. حتی تپش ثانیه ها را در وجودم حس نمی کنم . و لحظه ای نیست که با یاد تو آرام نگیرم. تو را دوست دارم. این را بارها گفته ام . نه؟
سارا(فندق خاندان)
ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی ! غذایت را سرد می خوری ! ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام ! لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی ! ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی ! شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد ! تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست ، روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد . .
سارا(فندق خاندان)
از من فاصله بگیر... هر بار که به من نزدیک می شوی... باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت! از من فاصله بگیر... خسته ام از امیدهای کوتاه...!
سارا(فندق خاندان)
رفته ای ؟؟؟ بعضی ها بهش میگن قسمت اما من تازگیها بهش میگم به درک . . .
سارا(فندق خاندان)
عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی، که عشق برایت این چنین است ! و من می خندم … به برنامه هایی که هیچکدام ، ارزش دیدن ندارند . . .
سارا(فندق خاندان)
هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن … به هر حال دارم فراموش می کنم فراموش شدنم را …