سارا(فندق خاندان)
دیوانه نیستم ! دوستت دارم ، باورم کن . . . زیباست ، لحظه های ِ خوش ِ دوست داشتن ِ کسی که ، حتّی نیست !
سارا(فندق خاندان)
دردناکترین جای قصه اونجاییه که برات آرزوی خوشبختی بکنه …
سارا(فندق خاندان)
این روزها که می گذرد یک ترانه تلخ قصه ی تنهایی های مرا می سراید سمفونی گوش خراشی است روزهاست پنبه دگر فایده ندارد ……باید باور کنم تنهایم
سارا(فندق خاندان)
می گن یه نخ سیگار آدم و آروم می کنه… من موندم !! یعنی تو قد سیگارم نبودی…
سارا(فندق خاندان)
از من پرسید: سیگار را ترک نکردی؟ گفتم: نه ، کبریت را ترک کرده ام ! سیگار را با سیگار روشن میکنم…
سارا(فندق خاندان)
کاش می فهمیدی برای این که تنهایم تو را نمیخواهم… برعکس ، برای این که میخواهمت ؛ تنهایم !
سارا(فندق خاندان)
آنچه که اسمش تنهاییست ، فقط نبودن توست نه نبود دیگران …@آقای مخاطب
سارا(فندق خاندان)
مداد را برداشتی . . . طرح مرا نه آنگونه که هستم ..، همانگونه که می خواستی کشیدی ..، تمام بهانه رفتنت این است که عوض شده ام ..، مداد را برمی دارم، طرح تورا همانگونه که هستی می کشم..، می توانی بروی…
سارا(فندق خاندان)
هرکی ازم سراغت رو میگیره نمیگم وجود نداری ، میگم وجودش رو نداشتی … !
سارا(فندق خاندان)
یاد گرفتم دستانم اینبار که یـــخ کرد دیگر دستانت را نگیرم آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنی ترند . . .
سارا(فندق خاندان)
قرعه کشی تمام شد . . . تو به اسم دیگری درآمدی . . . تقدیر جای خود . . . اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!