sina
غریبه بود اشنا شد … عادت شد …عشق شد …هستی شد … روزگار شد …خسته شد… بی وفا شد …دور شد…بی گانه شد … فراموش نشد…
sina
لحظه جدایی از تو ، لحظه اومدن غم بعد رفتنت عزیزم ، جون میدم تو دست ماتم
sina
میزنم کبریت بر تنهایی ام تا بسوزد ریشه بیتابی ام میروم تا هر چه غم پارو کنم خانه ام را باز هم جارو کنم
sina
هرکس از این دنیا چیزی برداشت ، من از این دنیا دست برداشتم !
sina
چقدر زمونه بی وفاست نمی دونم خدا کجاست یکی بیاد بهم بگه کجای کارم اشتباست ؟ گاهی می خوام داد بکشم اما صدام در نمیاد بگم آخه خدا چرا دنیا به آخر نمیاد ؟
sina
تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد من همان که ابتدایش بوی پایان میدهد خوب میدانم که یک شب ، یک شب بی انتها عشق روی دستهای بی کسم جان میدهد
میدونم خوب اجرا نکردم ولی اصل نیته . به اصل موضوع فکر کنید
[لینک]
14 سال و 11 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبلاینم صدای من. [لینک]

14 سال و 11 ماه و 19 روز و 8 ساعت و 43 دقيقه قبلاین مسابقه به مدتِ #48_ساعت تمدید شد.
14 سال و 11 ماه و 18 روز و 11 ساعت و 22 دقيقه قبلدکلمه ی شعر زیبایی از بیژن فارسی با صدای خودم [لینک]
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 11 ساعت و 21 دقيقه قبلاینم دکله شعر سهراب که زحمتاش افتاد گردن آزاده ایرانی. (واسه 2 سال پیشه در محل کار با موبایل) [لینک]
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 10 ساعت و 50 دقيقه قبل