آدمـی نیستـم کـه خـودم ُ وارد یـه سری ریـز مسائل کنـم و شـدیدا به این جـمله اعتقاد دارم که سری که #درد نمیکنه دستمال نمیبندند / ولـی امروز اتـفاقی برام افتاد که واقعا نمـیدونم باید چی بگم .. / جامعـه ما داره به سمت چـه روشنفکری ای پیش میـره ؟ که مـدعی #روشنفکـری به منـی کـه #10 ساله #چـادر رو به عنـوان پـوشش خودم انتخاب کـردم برچسب اُمـل و #دِهـاتی و هـزاری چیـز دیگـه بزنه ؟و اصلا اسـم چـادر که میـاد یه سـری افعال و #توصیفات باهاش ناخـودآگاه ردیـف بشـه , تا حـالا باید میگفتیم نــه آقــا ! حـالا باید بگیـم نـه #خــانوم من با همیـن پـوششم فردی هستـم کآملا #اجتماعـی , با اطرافیانم بسیـار صمیمی , وحـی هم نازل نشـده دوستام همه چـادری باشن و .. و بعنوان یه دهـه هفتـادی خـوب سر از الفبای ِ روشنفکـری در میـارم ../ تـا تظاهـر و قضاوت نابجـا و توهم عـلامه دهـر بودن تـو جامعه ما هست ایـن مشـکل و هـزاری مشـکل دیگـه هـم #هـست . . . /
دیشب داریوش گریه کنان همش میگفت من #شلوارک لی میخوام ! نیم ساعت مونده بود به افطار , دستش ُ گرفتم و رفتم بازار ! بخاطر اینکه خودش ببینه دَمِ افطار همه جا بسته ست ! رفتیم و بسته بود , بغض کرده بود تو #خیابون ! یکم مونده بود بزنه زیر گریه ! منم موندم چیکار کنم , مثلِ بچه ها , تا خونه رو جـدول کنار خیابون باهاش راه رفتم ! : ))
مـن
13 سال و 2 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 11 دقيقه قبلاعتـماد به نفس
نـدارم . . . .