من علیرضا هستم
اینجا من ایستاده ام تا برسی افسوس ! من اینجا تنهای تنها نشسته ام
من علیرضا هستم
می شود یعنی ؟؟؟ بدون هیچ پنهانی ............در غلظت تاریکی شب یک کبریت روشن کرد؟
من علیرضا هستم
چه خبر بی مزه ای............... خدایا با من از چیزهای خوب تری حرف بزن
من علیرضا هستم
بودن هیچکس سخت نیست فراموش کردن یک بودن سخت است.....
من علیرضا هستم
با کدامین قلم تصویر تنهایی هایم را بر سپیدی کاغذ بنگارم و چگونه واپ ه ی من را بر آن بنگارم در حالی که مدتها ما را برآن نگاشتم اینک حتی از تکه کاغذی بی زبان شرم دارم و خجالت می کشم بر آن بنویسم که اکنون تنهایم.................
من علیرضا هستم
عشق را با تمام وجود فریاد خواهم زد............ تمام دنیا را لمس خواهم کرد تا عشق به همه سرایت کند !!!
من علیرضا هستم
گاهی چقدر به همديگه نیاز داریمو و چقدر انکار می کنیم! مثله الانه من!
من علیرضا هستم
آرتروز نگرفته ام جای خالی شانه های تو زیر گردنم درد می کند
من علیرضا هستم
می خواااااااااااااااااااااهم آدم بشوم.......یه او بگویید.....
من علیرضا هستم
وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها می رسد فقط به سادگی بگو: همش تقصیر من بود (جکسون براون)
من علیرضا هستم
از من که گذشت ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا فکری به حال جای خالیت بکند !!!!
من علیرضا هستم
جدایی مان هیچ کدام از تشریفات آشنایی مان را نداشت فقط تو رفتی... و من سعی کردم سنگدل باشم
من علیرضا هستم
بی شعری فکرم را به کجا ها که نبرده..با اجازه ی شما چند نقطه خواهم گذاشت.......
من علیرضا هستم
تنهایی شبهایت را من گریسته ام سحر های رفتنت را به سوگ، من نشسته ام و تو خورشید وار برای که سوختی!؟
من علیرضا هستم
از گفتن و نشنیدن به تنگ آمده ام .گاهی فکر میکنم حال ما آنقدرها هم که فکر می کنیم خوب نیست.