من علیرضا هستم
نگرانم واسه تو ، نگرانم توی طوفان سکوت جا بمونی .
من علیرضا هستم
دنیا جای کوچکی ست باور کن هر کجا هستي ، باش برای با تو بودن کا[!]ت چشمانم را ببندم نامت را صدا کنم و دل بسپارم به صدای قلبم آنگاه یک دل سیر نگاهت کنم
من علیرضا هستم
اين روزها سهم من از قاصدک ها تنها فقط ديدن و رقصيدنشان در باد است چرا ديگر برايم از تو خبر نمی آورند؟
من علیرضا هستم
پلک هایم را باز میکنم تو نیستی. آرامشم، رؤیایی بیش نبوده است
من علیرضا هستم
از سر تا پایم گره است.... که هیچکدام هم باز نمیشود هر که می آید..... به نیتی گرهی میزند و میرود
من علیرضا هستم
لهجه عشق گرفته ام بس که با تو زیسته ام. مرا در آغوش بگیر دلم یک بغل خاطره می خواهد....
من علیرضا هستم
چشمانم رنگ انتظار گرفته اند...............
من علیرضا هستم
بــوســههــايــت، انــار را مــيتــرکــانــد! نفــسهــايــت، سيــب را مــيرســانــد! آغــوشــت، ابــر را مــيبــارانــد! پــائيــز تــرينــي تــو!
من علیرضا هستم
دیوار به دیوار در به در ای مردمان بی خبر افسوس از این بی خبری از یاد بردید خویشتن
من علیرضا هستم
من به دنبال هر چه بوده ام در دیاری دیگر چیزه دیگر یافتم و نمیدانم این را که چرا در طلبه هر چه دویدم چیزی جز خموشی و پوچی بر دلم نشناندم
من علیرضا هستم
از کسی که دریا او را با خود برده بود یادداشتی یافت شد که اینگونه نوشته بود من خودم را به دریا میسپارم چون زندگیم ارزشه بودن و وجودم ارزشه ماندن نداشت
من علیرضا هستم
بعضــــی وقتــــ هـــا کـــه دِلــــم میـــگیــــره مــــــثه امـــــــروز کِیــــف میکــــنم ! احســـــاس میـــکنـــم كــه هنــــوزم دلــ دارم
من علیرضا هستم
ایـــــن نیـــــز نــــــه ! بـــــزرگوارانــــه دروغــــ نخواهــــم گفــــت ؛ ایـــــن نیــــز نمـــــی گــــذرد !
من علیرضا هستم
هی تو.................امــــــــروز تــــــــو را بــــه وسعـــــت تنهــــایی ام کــــــم دارم.