من علیرضا هستم
چه راحت می شکنی به آسانی شکستن یک لیوان.....فقط باور کن سخت است بخشیدنت..
من علیرضا هستم
رویای کهنه ایست به دریا رسیدنم......
من علیرضا هستم
دیگه دورمون نزن رفیق رفاقت کن در حقم از روم رد شو ... خلاص
من علیرضا هستم
برای تو نمی دانم چگونه می گذرد... اما برای من .... انگار بر گلویم خنجر گذاشته اند و نمیبُرند..
من علیرضا هستم
خدایا یه چیزی بگم خجالت بکشی........................................................! شکــــــــــــــرت از ایــــــــــــــــن زندگـــــــــــــــــی
من علیرضا هستم
حس میکنم ذهن و قلبم اتصالی کرده اند.... چند دقیقه یک بار یک چیزی از دلم میخورد به ذهنم و از جا میپرم... خیلی هم درد دارد.
من علیرضا هستم
آدما .. وقتي مي بينن جايي براي موندن ندارن .. ميرن !! خب منم يه آدمم....
من علیرضا هستم
ایـن شـعرهـا را همـــین حــــــالا بـخوان وگـرنـه بعـــــدهـــــا ... بـاورت نمی شود ! هـنگـام سرودن ِ آن چـگونـه ... دیــوانه وار عـاشقـت بـوده ام !!
من علیرضا هستم
عشقش را جاگذاشت و رفت ! و در دفتر خاطراتش نوشت : " بالاخره امروز شیرینی گذشت را چشیدم !
من علیرضا هستم
چقدر حرف هست و من فقط سکوت میکنم آمدنت را سکوت کردم. داشتنت را سکوت کردم. رفتنت را سکوت کردم. انتظار بازگشتت را هم..... حالا نوبت توست... باید در سکوت به تماشا بنشینی سوختنم را....
من علیرضا هستم
وقت تنگ ست و زمین قصه شب می خواند این من اما ، تو را می خواند
من علیرضا هستم
تولدی در راه ست من به آغوش خدای خود باز می گردم
من علیرضا هستم
به سرنوشت بگوييد اسباب بازي هايت بي جان نيستند آدمند، مي شكنند، آرام تر....
من علیرضا هستم
می خواهم نگاهت کنم، اما؛ می ترسم از قندیل های یخی نگاهت؛ که مبادا قلبم را پاره کنند...
من علیرضا هستم
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلــــق دیگـــر طـاقت رویاهــایم تمــــام شده ست دلــــــــــم رسیــــــدن مـــی خواهــــــد