دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
مرد - مجرد
امتیاز: 1752.4

دنبال‌شدگان

(34 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(139 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

نوازشم کن...!!! نترس....؟؟؟ تنهایی که ایدز نیست...........واگیر نداره

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

حواست هست خدا!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

سخت است،خندیدن بر گریه‌ها...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

باران عشق،فقط چشمان را خیس می‌کند...

من علیرضا هستم
07.jpg من علیرضا هستم

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

حرفهایم را جدی نگیر اینها کلمه نیستند تنها استفراغ یک مشت احساسند احساسات ِ فاسد ِ یک دل و روده ی پیچ خورده تو فقط تازیانه ات را در هوا بچرخان تنم بدجور هوس کبود شدن کرده...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

مثه اینکه غروب جمعه ها کم بود حالا غروب شنبه ها و یکشنبه ها و ...هم اضافه شده به این حس های شیرین ماتم زدگی!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

گفتی: "چشم دیدنت را ندارم" و از آن روز عاشقانه هایم کور شد به رسم همدردی ...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

گفتی دهــــــــــانــــم بـــوی شـــــیــــر می دهد...! رفــــــتـــــــــی... حالا ... بــوی ســیـــگـار...بــوی مــشــروب... بــوی دروغ هم می دهد...!!!بــــــــرگــــــــرد

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

برای او که امروز همدرد من است

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

جز سیاهی خودم در آینه ندیدم و جز تباه شدن مهر تو من آنقدرها هم که فکر میکنی خودم نیستم حرفهایم بی پروا قلم را به رقص در می آورند و زبان سرخم جز رنجش تو کاری نیاموخته این بار برای تو می گویم، تو که می دانی کیستی و من که غرق شده ام در این همه احساس من جز سیاهی کم رنگ سایه تو نیستم از بودن بی زار می شوم اگر نبودنم آرزوی کسی شود...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

دیگر دستهایم نمی لرزد وقتی دلم را می فشارند ...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

بیزارم از تو که اشکهایم را ارزان فروختی...............

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

همیشه این موقع رسیدن مهر رو به هم تبریک میگفتیم ولی حالا شروع پاییزمون همراه بود با خزان رفتن تو......

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

امروز بانو رفته است و من با رنگ نیلوفر ها تنها مانده ام ترسم از این است که بانو را من گم کرده باشم از این می ترسم که بانو در لایه لا یه های غربت دل من سرگردان باشد وای که حرف از رفتن بانو نیست، حرف از فراموش کردن اوست