من علیرضا هستم
اعتــــــــــــــــــــــــماد چیزی که نبودنش حسرته. همیشه خوبی کردم؛ همیشه مهربونی کردم, با وفا بودم پا بند عهد و پیمانم بودم. هیچ قولی رو نشکسته بودم. نون و نمک خورده بودم اما نمکدون نشکسته بودم. هیچ وقت خیانت نکرده بودم. دل نشکسته بودم ساده بودم اما ...... امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا... شکستن قلبم را....... من ماندم تنهای تــــــــــــــنها
من علیرضا هستم
راستی من مجرمم. ما مجرمیم جرم من عاشقیست. جرم ما عاشقیست بیا هر دو حصار محدود کننده جامعه را بشکنیم آن باشیم که هستیم شما، همان بانو، همان زن خودِ خوذت. نمی خواهم میان آنچه که هستی و آنچه که تصورت می کنند باشی و من هم، همانی باشم که هستم.خودِ خودم نه آنچه جامعه و دیگران برای ما می خواهند.
من علیرضا هستم
انگار دلم گرمای تابستان برایش کم است راستی بانو دوستت دارم را برای روز مبادا نگذاشته ام من همیشه دوست دارم و پای آن ایستاده ام
من علیرضا هستم
تمام احساس من درون یک پیاله ی آب جا می شود می توانی به تمامی بنوشی احساس من، با بودنت با نوشیدنت با عطر موهایت گلاب می شود و بی بودنت....... گنداب میان گلاب بودنم و یا گنداب شدنم فقط ندایی فرق است مرا صدا بزن ندای تو برایم زندگیست
من علیرضا هستم
اگرفردا پایان من است میخواهم تاصبح با توزندگی کنم مرا دوست داشته باش تا هرگــــز به زمستان نرسم
من علیرضا هستم
کمی همراهم باش دراین بی قراری...........بانو...
من علیرضا هستم
ميداني اين كناره،های.دریا هميشه وسوسه ام ميكند پايم را بگذارم آن ور خط و گيج بازي را تمام كنم......
من علیرضا هستم
اگـر خسته ایی در گوشه ی دنج از این کافه ی کم رفت ُ آمد بنشین قهوه ایی سفارش بده و به بودنش فکر کن میبینی حتی فکر ِ بودنش تلخی ِ قهوه ات را از بین میبرد .. !!
من علیرضا هستم
آهای کافه چی : در این روزهای پر رفت بی آمد ندیدی عزیزی را که تمام ِ تلاشش در رفتن بود و نماندن ؟
من علیرضا هستم
گذشت آن زمان که در کافه همه دور ِ یک میز ِ بزرگ جمع میشدند !! الان میزها دو نفره شده که اکثر ِ اوقات یکی از صندلی ها خالی ست ! تو قهوه ات را بنوش و باور کن تلخی قهوه وقتی احساس نمیشود که کسی باشد ; روبرویت بنشیند
من علیرضا هستم
برای تو ... برای چشمهایت برای من ... برای دردهایم برای ما ... برای این همه تنهایی ...ای کاش خــــدا کاری کند .