خدا مرا از بهشت راند و از زمین ترساند. شما مرا از زمین راندید و از خدا ترساندید. من اینک کنار شیطان آرام گرفتهام! نه مرا از خویش میراند و نه از هیچ میترساند...
بین مهربانی تو و دل خودم، مردد موندم. همیشه همینطوری بوده. پس کی این همه فاصلهای رو که با تو به وجود آوردم، از بین برمیداری؟ تو اونقدر مهربونی که حتی کلمات همتاب از تو نوشتن ندارن... نمیدونم کدوم فرشته رو تو کدوم روز میفرستی تا فاصلههای بینمونُ قربانی کنه. برای من هر روز عید قربانِ ... من سالهاست همه روزهامُ قربانی میکنم. من سالهامُ قربانی کردمـ.
هر شب خواب میبینم که لبخندهام تموم شدند هر شب خواب میبینم که دستهام گلوی خندههامُ میبره. اما من دوست دارم همه اشتباههامُ قربانی کنم. گناهامُ را قربانی کنم. هر روز برای من روز قربانی کردن است؛ اما اگه تو کمکم نکنی، هیچ عیدی نیست... عید، روزی هست که بتونم همهی اشتباههاتمُ سر ببُرم.
کمکم کن
اگه قول بدم که تا قیامت، شبیه ستارهها باشم، منو می بخشی؟! کاش میتونستم دیروزهای خودمُ دفن کنم. کاش دوبآرهـ ابراهیمُ میفرستادی تا رگهای سرخمُ ببرد؛ شاید از این همه هوس فاصله بگیرم! سالهاست هراسان به دنبال ابراهیم، این سو و آن سو میدوم. کاش بار دیگر ابراهیم را میفرستادی؛ با چاقویی که گلویم تشنه بوسیدنش استـــ
غـــزل مامــیِ لیلــی... : می بینم که ضایع گشتی ... غزل مای بی بی !!
Aram SH : اصن شما ما را مدهوش اینهمه محبت و خوبی خود نمودید رفت !
تو هم دوست خیلی خوب و عزیز منی
هرمردی یجایی یجوری به یک زن وصله و واسه اون زن عزیزه شاید مادریا خواهرباشه یادختر،همسر یا عشق ،یا یه دوست معمولی فرقی نمیکنه هرنسبتی باهات داره یجور دیگه روت حساب میکشه واسش مرد باش.
رضا شاه به اتفاق هیئت همراه به ترکیه مسافرت میکنه که تنها مسافرت خارجی رضا شاه بود. وقتی آخر شب بعد از صرف شام و شب نشینی رضا شاه به اتاقش میره میبینه یه دختر جوان و زیبای ترک تو اتاقش منتظرشه،با عصبانیت یه نفرو صدا میزنه و میگه این خانم اینجا چیکار میکنه؟ ... اون شخص میگه آتاتورک گفتن این خانوم پیشتون باشه که تا صبح شما تنها نباشین،رضا شاه از اون خانوم میخواد اتاقو ترک کنه.وقتی همراهان رضا شاه پرسیدن چرا دختر به این زیباییرو فرستادین رفت؟ رضا شاه در جواب برگشت و گفت: من امشب رو تا صبح با این دختر می خوابیدم فردا که آتاتورک به ایران اومد من کی رو بفرستم پیشش؟تمام زنان و دختران ایران ناموس منند.....

13 سال و 18 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبل