دوستان من مثل گنــــــدم اند..... بودنشـــــــان یه دنیا برکت ونعمت... ونبودنشان قحطی وگرسنگی است.... من چه خوشبخـــــــتم که... زردی خوشه های گندم در اطـــــرافم موج میزنــــــــد......!
لب های وحشی هر هرزه ای لایق بوسه های آتشینت نیست . . . کسی را ببوس . . . که حرمت بوسه را بداند... و حداقل بخاطر بوسه هایت . . . فردا که از کنارت رد شد . . . با نیشخند نگوید: "فاحـــــــــــــــــــشه" . . .
@ناهيد - عمو زنجیر بافت؟ بله. زنجیر منو بافتی؟ بله. تا اینجاشو حرفی ندارم. بعد از این شاعر یکدفعه جو می گیرتش میگه پشت کوه انداختی؟ بله. خب مرد حسابی این همه زحمت کشیدی زنجیر بافتی برای چی پشت کوه انداختی؟ و در آخر هم شاعر به طور کل باباها رو تبدیل به بز و گوسفند و سگ و گربه و اینا می کنه. بابا اومده. چی چی آورده؟ نخود و کیشمیش. با صدای چی ... و اینگونه بود که ما خل و چل بزرگ شدیم.
ایول
13 سال و 5 ساعت و 33 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبل