رضا شاه به اتفاق هیئت همراه به ترکیه مسافرت میکنه که تنها مسافرت خارجی رضا شاه بود. وقتی آخر شب بعد از صرف شام و شب نشینی رضا شاه به اتاقش میره میبینه یه دختر جوان و زیبای ترک تو اتاقش منتظرشه،با عصبانیت یه نفرو صدا میزنه و میگه این خانم اینجا چیکار میکنه؟ ... اون شخص میگه آتاتورک گفتن این خانوم پیشتون باشه که تا صبح شما تنها نباشین،رضا شاه از اون خانوم میخواد اتاقو ترک کنه.وقتی همراهان رضا شاه پرسیدن چرا دختر به این زیباییرو فرستادین رفت؟ رضا شاه در جواب برگشت و گفت: من امشب رو تا صبح با این دختر می خوابیدم فردا که آتاتورک به ایران اومد من کی رو بفرستم پیشش؟تمام زنان و دختران ایران ناموس منند.....
در شهر چه خبر است... صدای هلهله و دست بگوش میرسد ... شنیدم گفتند فاحشه ای را سنگسار میکنند ... یادم هست شیخ محله ام هر روز در گوش فاحشه قصه ی لالایی صیغه را میخواند ... اما حالا پای محکمه ی سنگسارش دعایش را میخواند ... عده ای میگفتند ... باید چندبار سنگسار شود ... ولی همه دستهایی که در جیب خشتکشان بود؛ دیدنی بود ... حتی پچ پچی بگوش میرسید که صبح قاضی از خانه ی فاحشه بیرون آمده و نشسته پشت میز محاکمه ... ما که چیزی ندیده ام ... ولی خدا خود شاهد و قاضی یست ... خانه ی ترک خورده و یخچال خالی خانه ی زن بیچاره گواهی میداد ... که از سر هوس تن نفروخته ... و مردم همچنان مشغول زدن انگ هرزگی بروی پیشانی زن و من درد میکشیدم ... از دیدن چشمان خیس کودکی یتیم که شاهد سنگ خوردن مادرش بود ...!
دختری را دیدم آهنگی را گوش میکرد که میگفت . . . دنیا اگه تنهام گذاشت تو من و انتخاب کن . . . نزیک تر بهش شدم آهسته آهسته قدم بر میداشت زیر لب پوس خندی میزد و چشمانش پر از اشک میشد دوباره محو آهنگش شدم باور نمیکنم ولی انگار غرور من شکست اگه میخوای بری اصرار من بیفایدست رفتم نزیکتر صورتش پر از اشک بود پر از یاس و نا امیدی رفتم پیش او در گوشش گفتم آن بنده من لایق تو نبوده است که چشمانت را پر از اشک کرده است و حال او در آغوش دیگری خفته است بدان بدان که هر بار کسی را در آغوش میگیرد چشمان درشت و پر اشکت جلوی چشمانش است او دیگر شرم دارد شرم دارد بگوید تمام خود را مانند گذشته سهم من کن آرام باش !! تنها هستی اما بدان او از تو تنها تر است ای بنده من !!
زن ....جنس عجیبی ست! چشم هایش را که می بندی, دیدِ دلش بیشتر... دلش را که میشکنی, باران لطافت از چشم هایش سرازیر...ا انگار درست شده تا...روی عشق را کم کند!
[ تو این عکس یه بچه هست .. یه پدر مادر ... ..] فرزندشون رو برای آخرین بار بوسیدن ... و با اهدای کلیه و کبد فرزندی که عمرش به دنیا باقی نبود به دو تا کودک دیگه زندگی بخشیدن ... عکس پزشکان در حال ادای احترام و تعظیم به این کودک و پدر و مادرش هستن .... ما هم به بزرگی این خانواده ادای احترام میکنیم
ایول
13 سال و 5 ساعت و 32 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 29 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبل