دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وحید

HACKED BY WITH HAmEd KH@TaR درباره »
وحید
مرد - مجرد
امتیاز: 2015.1

دنبال‌شدگان

(436 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(207 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

وحید
وحید
در میکده

خیلی بی............. لطفا خودت زحمت این "بی" را بکش بگذارش جلوی"معرفت" بچسبانش تنگ نام قشنگت من دلم نمی آید از این کارها بکنم..!!

وحید
وحید

باران که میبارد، دلم برایت تنگ تر می شود، راه میافتم بدون چتر من بغض میکنم آسمـان...........گریه.!!! @✓ سپـیـבـღ جـے گــیلــے❥

این ارسال را بازنشر کرده است.
وحید
وحید

بی خیال است… خیلی بی خیال… همان کسی که… تمام خیال من است… @✓ سپـیـבـღ جـے گــیلــے❥

این ارسال را بازنشر کرده است.
وحید
وحید

انواع جواب دادن اس ام اس بعضیاااا 1 . یه عده هستن زیر یه دقیقه جواب میدن تپل درست حسابی...!! آدم حس میکنه رو در رو باش وایساده قشنگ باش داره حرف میزنه...!!! 2 . یه عده دیر جواب میدن اما کامل و خوب...!! آدم حس تبادل نامه بش دست میده...!! 3 . یه عده هرچی براشون میفرستی یکی دو کلمه جواب میدن...مخصوصا اوکی...!! حس حرف زدن با کر و لال به آدم دست میده...!! 4 . یه عده دیگه که کلا اصن جواب نمیدن هر چی بگی...!! حس نشستن سر قبر مرده و فاتحه خوندن به آدم دست میده.....

وحید
13486392451.jpg وحید
در میکده

هر وقت از دست کسی یا چیزی ناراحت شدی فقط یه لحظه , یه لحظه به نبودنش یا نداشتنش فکر کن.....!

وحید
وحید

هر وقت تو ذهنت ، دفتر محبت را ورق زدی، هرگاه زیر پایت خش‌خش برگ‌ها را احساس کردی، هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره خاموش دیدی،هر وقت دیدی داره بارون میاد ، هر وقت خیلی تنها شدی و دلت گرفت ، هر وقت به خاطر نا ملایمات زندگی گریت گرفت ، برای یک بار در گوشه‌ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو : یادت بخیر @✓ سپـیـבـღ جـے گــیلــے❥

این ارسال را بازنشر کرده است.
وحید
وحید
در میکده

هر وقت تو ذهنت ، دفتر محبت را ورق زدی، هرگاه زیر پایت خش‌خش برگ‌ها را احساس کردی، هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره خاموش دیدی،هر وقت دیدی داره بارون میاد ، هر وقت خیلی تنها شدی و دلت گرفت ، هر وقت به خاطر نا ملایمات زندگی گریت گرفت ، برای یک بار در گوشه‌ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو : یادت بخیر

وحید
وحید
در میکده

داشتن تو حتی لحظه ای به تمام عمر بی کسی من می ارزد همچون دیوانه ای که لحظه داشتن را در تمام رویاهایش باور دارد . وابسته تپشهای قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد . سر سپرده برق نگاه توام لحظه ای که مرا در اغوشت مهمان کنی . تک ستاره شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم . دوری از تو را باور ندارم حتی در رویا ، آرام دل بی قرارو عاشقم در چشمان تو موج میزند وقتی به دریای نارآم اشکهایم مینگری ، رازمرگ دلتنگی هایم روزی است که دستان سرد تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد . مهتاب میسوزد تا ابد در آتش عشقت که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

وحید
وحید
در میکده

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن افسردن نیست زندگی جنبش جاری شدن است از تماشاگه آغاز حیات تا بدانجا که خدا میداند

وحید
وحید
در میکده

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست خو کرده ی قفس را میل رها شدن نیست من با تمام جانم پر بسته و اسیرم باید که با تو باشم در پای تو بمیرم

وحید
وحید

فیلسوف قزوینی را من به یاد می اورم که می گفت مردمان دنیادو دسته اند انانی که از دنیا عقبند و انانی که از عقب یک دنیایند

وحید
وحید
در میکده

تولد انسان روشن شدن کبریتی ست ومرگش خاموشی آن! بنگر در این فاصله چه کردی؟!! گرما بخشیدی...؟! یا سوزاندی...؟!!

وحید
ب.jpg وحید
در میکده

پنجره ، وا می شود ... پنجره ، بسته می شود ... پنجره ؛ وابسته می شود...

وحید
وحید
در میکده

در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی گوهر خود را نزن بر سنگ هر ناقابلی صبر کن پیدا شود گوهرشناس قابلی