وحید
رابطه ما انسانها با پدر و مادر !!! تو ۳ سالگی " مامان ، بابا عاشقتونم" تو ۱۰ سالگی " ولم کنین " تو ۱۶ سالگی" مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم" تو ۱۸ سالگی" باید از این خونه بزنم بیرون" تو ۲۵ سالگی " حق با شما بود" تو ۳۰ سالگی "میخوام برم خونه پدر و مادرم " تو ۵۰ سالگی " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم" تو ۷۰ هفتاد سالگی " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...
وحید
ازدست دادن کسی که دوستش داریم خیلی دشواراست. اما اکنون به این نتیجه رسیده ام که کسی کسی را از دست نمیدهد؛ زیرا مالک آن نیست ، و این یعنی آزادی ، داشتن بهترینهای دنیا بدون آنکه صاحبشان باشی ... دکتر شریعتی
وحید
مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند. "آلبرت انیشتین"
وحید
اشکی که بی صداست
پشتی که بی پناست
دستی که بسته است
پایی که خسته است
دلی که عاشق است
حرفی که صادق است
شعری که بی بهاست
شرمی که اشناست
دارایی من است
ارزانی شماست
وحید
به غضنفر میگن چرا خودکشی کردی؟ افسردهای؟ میگه نه بابا، خوبم، میخواستم تو اوج خداحافظی کنم ! .
وحید
باید بد جنس باشی...!!!تا عاشقت باشن...!!!
باید خیانت کنی ........!!!
تا دیوانه ات باشن...!!!
باید دروغ بگی .....!!...تا همیشه تو فکرت باشن....!!!!
باید هی رنگ عوض کنی ....!!!!....!!!!تا دوس ت داشته باشن...!!!!
اگه ساده ای...!!!
اگه با وفایی...!!!
اگه یک رنگی...!!!
همیشه تنهایی...!!!
وحید
آهای رغیب بی رحم عشق منو ربودی / آخه یار بی وفا به یاد من نبودی. حالا داری به عشقت زندگیتو می سازی / غافل از این که اینجا قلبی شکستی . . .
وحید
اگر ماشین زمان داشتید به چه زمانی سفر می کردید؟ 1-عصر حجر2- ایران باستان3- یک قرن پیش4- یک قرن بعد5- جایی نمی رفتم
وحید
عشق یعنی بعد از یه دعوای مفصل، از روی لجبازی گوشی رو بذاری روی سایلنت و بری زیر پتو. بعد هر چند دقیقه یه بار یواشکی گوشهی پتو رو کنار بزنی و زل بزنی به سقف، تا ببینی نوری از گوشی افتاده روی سقف یا نه ؟؟؟
وحید
بزرگتر که شدیم مدادهایمان هم تکامل یافتند تبدیل به خودکارهایی بی رحم شدند تا یادمان بدهند که هر اشتباهی پاک شدنی نیست! اکنون اینجایم با پاک کنی یادگار از کودکی میخواهم پاک کنم این مشق کهنه ی اشتباه را ! ولی نمیتوانم ...
وحید
ساکت کنار رازهایت بنشین زمزمه ی تنهاییت را با دلت بگو به اشک راه سفر بیاموز و به درد بگو :راهی نیست باید صبر کرد؛صبر....
وحید
دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟ دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبونت بشکنی؟ دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی؟ حتی اگه بره و همه چیزو با خودش ببره... دارو ندار دلتو... حتی اگه از اون فقط هاهای گریه ی شبانت بمونه و عطر آخرین نفسش... آخرین نگاهش حتی اگه بعد رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه... دیدی هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرشو میده چه حالی میشی؟... بر میگردی و به اون رهگذر نگاه می کنی تا مطمئن بشی خودش نبوده...
وحید
زن شاهکار خلقت است .برنارد شاو
وحید
زن و شوهر باید مثل خیار و گوجه باشن تو سالاد شیرازی در عین حالی که هیچ شباهتی با هم ندارن زندگی خوشمزه ای رو درست کنن...
وحید
بجای اینکه آرزو کنید کاش شخص دیگری بودید به آن چیزی که هستید افتخار کنید. هرگز نمی دانید چه کسی به شما می نگریسته درحالیکه آرزویش این بوده که کاش جای شما باشد