vahidsamin
چه كسی میداند كه تو در پیله تنهایی خود، تنهایی ؟؟! چه كسی میداند كه تو در حسرت یك روزنهدر فردایی ؟؟! پیله ات را بگشا، تو به اندازه ی پروانه شدن ، زیبایی ..... سهراب
vahidsamin
سر نوشت رسیدن باران بر زمین این است....ب ا ر ا ن .جدایی خصلت زمین است.
vahidsamin
چشمان ِ تو گل ِ آفتابگردانند به هر کجا که نگاه کنی ، خدا آنجاست ... روزتون خوش.
vahidsamin
تنها باران است كه گاهی ، در اوج تنهایی من ، در آن لحظه كه هیچ كس نیست ، با من از تو می گوید... ولی درد من از این است كه دیریست باران هم نمی بارد!!!
vahidsamin
مرگت درست از لحظه ایی آغاز می شود که در برابر آن چه مهم است ، سکوت می کنی ...
vahidsamin
تو مرا میترسانی بی آنکه بدانی خیال من اینگونه از تو نمیگذرد نمیتواند بگذرد! این جذر و مد به ناگاه دیوانه ام می کند..
vahidsamin
دلتنــگم بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست بــــی آن کـــه بــــــــاشد هـــر لــحظه زنــــــدگی اش کـــــرده ام .....! ..سلام..
vahidsamin
سلام..صبح جمعه تون بخیر...
vahidsamin
در لحظات پر التهاب هم گاه باید سکوت کرد ..گوشی برای شنیدن نیست..شاید چشم ها تورا باور کنند..
vahidsamin
کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند و من همه ی دلتنگیهایم را رویش "هـــا" کنم و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم..!
vahidsamin
بار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم ببار باران کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد ببار باران بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش..