دفـتـر ســُـرخ
كه چي؟ كه پات رو از دست دادي؟ الان هم لابد از ما طلبكاري، نه؟
دفـتـر ســُـرخ
اينها كه يافتيد تن يوسف من است// اين بازماندهي بدن يوسف من است // پيش همه عزيزترين مشتري خداست// پس سود من فروختن يوسف من است // چشمم دوباره باز شد و قصه تازهتر // اين كار، كار پيرhهن يوسف من است ..
دفـتـر ســُـرخ
ياد از آن روز كه در خانهي ما / جشن زيباي عروسك ها بود / هيچكس فكر نميكرد كه باز / خانهمان مقصد موشك ها بود ..
دفـتـر ســُـرخ
" این آرمیتاست، دختر یکی از هزاران شهید ایرانی، زنده و ایستادهایم پای خونشان، برای ایران و برای آرمانشان .. "
دفـتـر ســُـرخ
از اهواز راه افتاديم ; دو تا لندرور. قبل از سه راهى ماشين اول را زدند. يك خمپاره هم سقف ماشين ما را سوراخ كرد و آمد تو، ولى به كسى نخورد، همه پريديم پايين، سنگر بگيريم.دكتر آخر از همه آمد. يك گُل دستش بود. مثل نوزاد گرفته بود بغلش. گفت «كنار جاده ديدمش. خوشگله؟»
میدونی چ طور شهید شد؟
14 سال و 18 روز و 3 ساعت و 35 دقيقه قبلخودش رو با هواپیما به هدف کوبوند .
14 سال و 18 روز و 3 ساعت و 14 دقيقه قبل