دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
7.gif دفـتـر ســُـرخ

شهید عباس دوران : " اگر هواپیما بال نداشته باشد، خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود می‏ آیم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد .. "

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

كه چي؟ كه پات رو از دست دادي؟ الان هم لابد از ما طلبكاري، نه؟

دفـتـر ســُـرخ
762.jpg دفـتـر ســُـرخ

سلام باباي گلم ..

دفـتـر ســُـرخ
دفـتـر ســُـرخ

تا به حال دو بار تو کشور ما کودتا کردن ، یک دفعه حمله نظامی به کشورمون انجام دادن ، دستشون به خونِ کمِ کم هزاران نفر از مردم آلوده است ، اون وخت هنوزم که هنوزه بعضی ها به " توهم توطئه " متهممون می کنن !

دفـتـر ســُـرخ
8.jpg دفـتـر ســُـرخ

اينها كه يافتيد تن يوسف من است// اين بازمانده‌ي بدن يوسف من است // پيش همه عزيزترين مشتري خداست// پس سود من فروختن يوسف من است // چشمم دوباره باز شد و قصه تازه‌تر // اين كار، كار پيرhهن يوسف من است ..

دفـتـر ســُـرخ
a9a.JPG دفـتـر ســُـرخ

باز جمعه ای دیگر رسید / قلبهای بی تاب تپید / باز نیامد از نهان یار قریب/ چشم های منتظر آرام گریست ..

دفـتـر ســُـرخ
544.jpg دفـتـر ســُـرخ

مرد انديشناك جبهه‌ي نبرد / دشنه و تير و آتش افروزي / كي مي‌آيي پدر؟ پدر خاموش / در دلش گفت: روز ..

دفـتـر ســُـرخ
177.jpg دفـتـر ســُـرخ

دست بر گردن پدر افكند / ‌ هايش به گونه پرپر شد / آبي آسمان چشمانش / تيره شد، تار شد، مكدر شد ..

دفـتـر ســُـرخ
pedar11.jpg دفـتـر ســُـرخ

مي‌رسد لحظه‌هاي تلخ / مي‌رود نوبهار خانه‌ي من / دل مي‌چكد ز چشمانم / مي‌تراود ز لب ترانه من ..

دفـتـر ســُـرخ
rsz_31.jpg دفـتـر ســُـرخ

با حسرت نديدن چشمان آبي‌ات / در كنج انزواي خودم مي‌كنم ..

دفـتـر ســُـرخ
602.jpg دفـتـر ســُـرخ

ياد از آن روز كه در خانه‌ي ما / جشن زيباي عروسك ها بود / هيچكس فكر نمي‌كرد كه باز / خانه‌مان مقصد موشك ها بود ..

دفـتـر ســُـرخ
obama.JPG دفـتـر ســُـرخ

هیچ کس بر زمین روی سعادت نخواهد دید ،، هیچ کس بر این سیاره کاری در خور نمی تواند کرد ،، تا هنگامی که آن دماغ همچنان در واشنگتن نفس می کشد .. ||

دفـتـر ســُـرخ
687692.jpg دفـتـر ســُـرخ

" این آرمیتاست، دختر یکی از هزاران شهید ایرانی، زنده و ایستاده‌ایم پای خونشان، برای ایران و برای آرمانشان .. "

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

از اهواز راه افتاديم ; دو تا لندرور. قبل از سه راهى ماشين اول را زدند. يك خمپاره هم سقف ماشين ما را سوراخ كرد و آمد تو، ولى به كسى نخورد، همه پريديم پايين، سنگر بگيريم.دكتر آخر از همه آمد. يك گُل دستش بود. مثل نوزاد گرفته بود بغلش. گفت «كنار جاده ديدمش. خوشگله؟»

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

و من اما هر صبح آماده می شوم ، برای شكنجه ای تازه ، در دورافتاده ترین اتاق بداخلاق ترین بیمارستان ، در باغ وحشی به نام كلینیك درد ، تا مواد اولیه شكنجه ای تازه باشم ، برای جـانـم ،، تـنـم ،، وطـنـم ، تا باز خودم را از تخت یك مترو شصت سانتی ام ، به خاك بیندازم ،،اما نمیرم .. درد این ستون فقرات كج ، و فراق ، لهم كند ،، اما همچنان شهیدی زنده باقی بمانم .. ||