دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دفـتـر ســُـرخ

ستارگان سحر پیشمرگ خورشیدند .. درباره »
دفـتـر ســُـرخ
مرد - مجرد
امتیاز: 1550

دنبال‌شدگان

(204 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

" زبان انگلیسی نمی دانستم ؛ زیرا در دبیرستان و دانشگاه تهران فرانسه خوانده بودم.شاید تا شش ماه که در کلاس می نشستم ، صحبت های استاد را نمی فهمیدم و داستانهای شورانگیزی از این دوران دارم ! یک بار استاد آمد و گفت هفته دیگر فلان ساعت به بازدید می رویم.ولی من نفهمیدم چه گفت.هفته دیگر سر کلاس آمدم.دیدم هیچ کس نیست.تا آخر ساعت ، تنها نشستم.بعد فهمیدهم بچه ها رفته اند شهر دیگری برای بازدید از تأسیسات ! "

دفـتـر ســُـرخ
______4_20120628_1559262325.jpg دفـتـر ســُـرخ

خلیفة الله است مثل آدم . عمر طولانی دارد مثل نوح. کفار به دستش هلاک می شوند مثل هود. تولدش پنهان بود مثل ابراهیم. بشارت آمدنش را دادند مثل اسماعیل. فرشتگان به یاراش می آیند مثل لوط. در عزای حسین گریان است مثل یعقوب. زیباترین خلق است مثل یوسف . حکومتش جهانی است مثل سلیمان. صبر دارد مثل ایوب. در گهواره سخن گفت مثل عیسی. نام وکنیه اش نام و کنیه ی محمد است و شبیه ترین خلق در خلق و خو به او.

دفـتـر ســُـرخ
______5_20120628_1342440365.jpg دفـتـر ســُـرخ

جوان گفت:« زيارت بخوان.» گفت:« سواد ندارم.» جوان شروع کرد به خواندن. سلام داد به معصومين تا امام عسگري. پرسيد:« امام زمانت را مي شناسي؟» مرد جواب داد:« چرا نشناسم؟» گفت:« پس سلام کن» مرد دستش را روي سينه اش گذاشت: «السلام عليک يا حجه بن الحسن العسکري» جوان خنديد: « و عليک السلام و رحمه الله و برکاته»

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

شب را تقسیم کرده بودند. دو ساعت او می‌خوابید و خانم حواسش به بچه‌ها بود، دو ساعت خانم می‌خوابید و او بچه‌داری می‌کرد. روزها هم بعد درس، یک ساعت مخصوص بازی با بچه‌ها بود.

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

مصطفی را که کشتند، خانواده‌ی آقا می‌خواستند از بیت آقا تماس بگیرند تهران. آقا نگذاشت. - تلفن اینجا از بیت‌المال است و کار شما شخصی است.

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

نگاه کنید رو تابوت چقدر قشنگ نوشتن / انگاری رو هر کدوم فقط یه اسم نوشتن / بزار برم ببینم، رو تابوتا رو آرام / آخ بمیرم الهی .. بازم شهید گمنام

دفـتـر ســُـرخ
index.php دفـتـر ســُـرخ

آی قصه قصه قصه ، داد میزنه یه عاشق / میگه شهید آوردند ، بازم گل شقایق / شهیدایی که بودند همه جوون بی باک / بر گشتن، ولی اینبار همه بدون پلاک ..

دفـتـر ســُـرخ
pa.JPG دفـتـر ســُـرخ

پای بابام ..

دفـتـر ســُـرخ
hey.JPG دفـتـر ســُـرخ

هی رفیق ! این آرزویی که تو به آن رسیده ای مال من بود ..

دفـتـر ســُـرخ
giltiti.com-1391-04-24-8aae10a3-4da5-4ca8-9731-92767bf2fcb8.jpg دفـتـر ســُـرخ

آخرين نفري که از عمليات برمي‌گشت خودش بود. يک کلاه خود سرش بود، افتاد ته دره. حالا آن طرف دموکرات‌ها بودند و آتش سنگينشان. به هر زحمتی بود کلاه خود رو برداشت و آورد. گفتيم«اگه شهيد مي‌شدي…؟» گفت«اين بيت المال بود.»

دفـتـر ســُـرخ
eli.JPG دفـتـر ســُـرخ

نه .. اشتباه نکن .. نوح پیامبر بود نمیتوانی رکوردش را بزنی ..

دفـتـر ســُـرخ
140090_941.jpg دفـتـر ســُـرخ

از نقاشی های شهید چمران

دفـتـر ســُـرخ
che.JPG دفـتـر ســُـرخ

خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان می‌کنم ببخش!

دفـتـر ســُـرخ
ka3_1.JPG دفـتـر ســُـرخ

چه تلاش بیفایده ای؛ خودش رو از قرصهای آرامبخش پر کرده بود ، اونکه قلبش رو از یاد خدا خالی کرده بود ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
دفـتـر ســُـرخ
ka3.JPG دفـتـر ســُـرخ

همه را صدا زدم جز خدا .. هیچ کس جوابم را نداد جز خدا ..