velveshia
فــــهــــــم و شـــــعـــــــور رو نــــــمیشه به کسی یاد داد , ذاتــــــــــیـــــــه .. پس خودتون رو خسته نکنید , یا داره یا نداره !!
velveshia
جسارت می خواهد ،... نزدیک شدن به دورترین افکار زنی ،.. که روزها " مردانه " با زندگی می جنگد اما شب ها ،... بالش اش از هق هق های " زنانه " خیس است !!! آری ! جسارت می خواهد ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
آرامش ابدی...................
velveshia
شکست آن نیست که زمین بخوری آن است که نتوانی بلند شوی
گاندی
velveshia
عـــادت این قبیله است؛ دور آتشـــی که تـــو میــــسوزی، می رقصــــند
velveshia
ماه
روشنی اش را
در سراسر آسمان
می پراکند
و لکه های سیاهش را برای خود نگه می دارد . . .
« رابیندرانات تاگور »
velveshia
نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست
velveshia
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی