velveshia
غضنفر یه دوقولو میبینه بعد میزنه زیر خنده میگن چرا میخندی..؟ میگه تابلوئه فوتوشاپه
velveshia
قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.
velveshia
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری
velveshia
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند دکتر شریعتی
velveshia
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من ، باغچه نو ، مبارک
velveshia
از روزهای تکراری ، استفاده ای غیر تکراری بکنید شاید هدف از اینهمه تکرار همین باشد . . .
velveshia
به نیوتن گفتند: چرااز افتادن سیب تعجب کردی؟ گفت: آخه من زیردرخت گلابی نشسته بودم!
velveshia
شرکت سوني سريعترين دوربين دنيا را ساخت ... به گزارش خبر گزاري فاکس نيوز اين دوربين مي تواند از خانومها در لحظه اي كه دهانشان بسته است عكس بگيرد!
velveshia
افسوس! قصه ی مادر درست بود ، همیشه یكی بود ولی آن یکی نبود..
velveshia
این روزهــا؛ هر جایی را که نگاه می کنم، پـــــــــر است از وجود ِ آدم های بی وجــــود...!!!
velveshia
دیشب باران می آمد خواستم دنبالت بگردم و پیدایت کنم اما یقین داشتم: این بار هم که پیدایت کنم زیر چتر دیگرانی
velveshia
سلام داداش شمارتو دادم به خواهر یکی از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفته احتیاج به هم صحبت داره ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!! (ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !)
velveshia
روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شونو) بفهمن. سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟ مرد روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم. اونجا برای اسب سواری، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود. سر راهمون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت. همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد از چند دقیقه دوباره همون اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت : " این بار دومته "و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم. وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت؛ همسرم خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شلیک کرد و اون اسب رو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم : " چیکار کردی روانی؟دیوونه شدی؟ حیوون بیچاره رو چرا کشتی
velveshia
آدمیزاد بی غذا ، دو ماه دوام می آورد ؛ بی آب ، دو هفته ؛ بی هوا ، چند دقیقه ؛ بی "وجـــدان" ، خـیلی.. متاسفانه خیلی ! بعضیها حتی نمیدونند چیزی به نام وجدان و شرف هست
velveshia
جهان سوم جایست که اگر مرد جماعت مثل گاو رانندگی کنه واسه هیچکی عجیب نیست، اما زن جماعت اگر سوتی کوچکی بدهد میگن: کی به تو گواهینامه داده؟