velveshia
شبي غمگين شبي باراني و سرد مرا در غربت خود رها كرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار كوچه ها كرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين غربتش با من چه ها كرد تمام هستي ام بود و ندانست كه در قلبم چه آشوبي به پا كرد و او هرگز شكستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا كرد.
velveshia
خداوندا! اگر روزي بشر گردي ز حال بندگانت با خبر گردي پشيمان ميشوي از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت. خداوندا تو مسئولي. خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است، چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…(دكتر شريعتي)
velveshia
بعضي وقتا دلم ميخواد به همه چيز پشت كنم حتي به خودم
velveshia
خدایا کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار نـــــده.... تا شب های دلتنگی اش برای مــــــــــا باشد و روزهای خوشش برای دیگــــــــری...
velveshia
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچهها را تشویق میکرد که دور هم جمع شوند. معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.
velveshia
ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمیشه غلط نوشت
«دوغ» رو میشه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو میشه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو میشه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو میشه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو میشه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو میشه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو میشه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو میشه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو میشه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو میشه ۱۲۷ جور غلط نوشت!
واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟
velveshia
تجاوز یعنی . . . تجاوز یعنی تو تا کسی خانوم بغل دستی از نوع نشستن تو احساس راحتی نکنه! تجاوز یعنی دختری به خاطر نگاه هرزه تو ، تو گرمای تابستون روسریشو تا پیشونی جلو بکشه! تجاوز یعنی تو و دوستات سر کوچه واساده باشین خانوم مجبور باشه یه کوچه رو دور بزنه تا شما مزاحمش نشین! تجاوز یعنی زن از بی معرفتی تو امنیتی نداشته باشه! تجاوز یعنی با ماشینت ول بگردی بعد یه دختر دیدی تیکه بندازی! تجاوز یعنی دوستت دارم گفتنت هزار تا معنی بده بله تجاوز به معنی زورکی هم آغوش شدن نیست...!!
velveshia
سکوتم را به پای نبودن حرف نگذار .. سکوت سرشار از ناگفته هاست ... اما روزی می رسد که از نعره های سکوتم، گوش هایت را خواهی گرفت
velveshia
همیشه باران عاشقم میکرد ،
چون سهراب به من آموخته بود ،
عشق را زیر باران باید یافت
زیر باران رفتم بی چتر ،
کاش سهراب بود و میدید ،
که فقط قلبم شکست...
velveshia
نياز نيست انسان بزرگي باشيم ... " انسان بودن " خود ، نهايت بزرگي است . مي توان ساده بود ولي انسان بود به همين سادگي
velveshia
اون (دختر) رو تو يک مهموني ملاقات کرد و آخر مهماني، دختره رو به نوشيدن يک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روي ادب، دعوتش رو قبول کرد. توي يک کافي شاپ نشستند، پسر عصبي تر از اون بود که چيزي بگه، دختر احساس راحتي نداشت و با خودش فکر مي کرد، “خواهش مي کنم اجازه بده برم خونه…” يکدفعه پسر پيش خدمت رو صدا کرد، “ميشه لطفا يک کم نمک برام بياري؟ مي خوام بريزم تو قهوه ام.” همه بهش خيره شدند، خيلي عجيبه! چهره اش قرمز شد اما اون نمک رو ريخت توي قهوه اش و اونو سرکشيد. دختر با کنجکاوي پرسيد، “چرا اين کار رو مي کني؟” پسر پاسخ داد، “وقتي پسر بچه کوچيکي بودم، نزديک دريا زندگي مي کردم، بازي تو دريا رو دوست داشتم، مي تونستم مزه دريا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکي. حالا هر وقت قهوه نمکي مي خورم به ياد بچگي ام مي افتم، زادگاهم، براي شهرمون خيلي دلم تنگ شده، برا والدينم که هنوز اونجا زندگي مي کنند.” همينطور صحبت مي کرد، اشک از گونه هاش سرازير شد. دختر شديدا تحت تاثير قرار گرفت. يک احساس واقعي از ته قلبش. مردي که مي تونه دلتنگيش رو به زبون بياره، اون بايد مردي باشه که عاشق خونوادشه، هم و غمش خونوادشه و نسب