دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن. پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.» پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟» پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟» پیرمرد دوم: «پروانه؟» پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»

velveshia
velveshia

دلم میسوزه به نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید... دزدکی حرف زد... دزدکی در آغوش گرفت... دزدکی عشق بازی کرد... دزدکی دوست داشت... و دزدکی و دزدانه خسته شد...

velveshia
velveshia

من همیشه با خدا حرف می زنم ولی اون هیچ وقت جوابمو نمیده! من هنوز نفهمیدم جواب ندادن معنیش چیه! معنیش اینه که سکوت نشانه رضاست یا جواب ابلهان خاموشیست!

velveshia
velveshia

حتما می دانی چقدر دلتنگم... نیازی به گفتن نیست...

velveshia
velveshia

خالق من بهشتی دارد، نزدیک، زیبا، و بزرگ، و "دوزخی" دارد، به گمانم کوچک و بعید، و در پی سوداییست که ببخشد ما را...

velveshia
velveshia

بـهـتـریـن لـذتـی کـه تـوی دنـیـا هـسـت ایـنـه کـه . . . بـدونـی یـه نـفـر خـیـلـی دوسِـت داره . . . اونم کسی باشه که مورد نظرته یعنی میشه یه روزی این بهترین لذت رو بچشیم؟

velveshia
velveshia

حق با تو بود، بزرگ نشده م! همه ی آدما بزرگ میشن و اوج میگیرن؛ من فقط عمیق شدم و از درون تهی!

velveshia
velveshia

شکسپیر میگه کسی رو که دوست داری هر چندوقت یک باربهش یادآوری کن تا فراموش نکنه قلبی براش می تپه .......واین یک یادآوریست.

velveshia
velveshia

فقط به شرطي كه از بين راه برگردي. دوباره كنارت برخواهم گشت و دوباره مقدس ترين و پاك ترين واژه ي من مي شوي و مثل قديم مي توانم به نامت قسم بخورم و گرنه ديگر هيچگاه.......!

velveshia
velveshia

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند وقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است وقتی گریستم گفتند بهانه است وقتی خندیدم گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم

velveshia
velveshia

از وقتي به دنيا آمدم در گوشم زمزمه كردند كه دوستش بدار تا دوستت بدارد و حالا كه با تمام وجود دوستش دارم مي گويند فراموشش كن تا فراموشت كند.

velveshia
velveshia

صدایت میکنم هر شب ، تو هم امشب صدایم کن تو مغروری غرورت را فقط یک شب فدایم کن.... من هنوز منتظرم....

velveshia
velveshia

بهانه های دنیا دوست داشتنم را از تو کم نمیکند من تورا در قلبم دارم نه در دنیا!!!

velveshia
velveshia

يادش بخیر سکه میذاشتیم زیر کاغذ با مداد روشو رنگ میکردیم جاش میموند رو کاغذ کلی ذوق میکردیم. یادت میاد..... مگه نه؟!؟!؟!؟

velveshia
velveshia

دوست ، واژه است واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است دوست ، نامه است نامه ای که از خدا رسیده است نامه خدا همیشه خواندنی است توی دفتر فرشته ها واژه قشنگ دوست ماندنی ست