دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

آدمی که می خواهد برود می رود داد نمی زند که من دارم می روم آدمی که رفتنش را داد می زند نمی خواهد برود داد می زند که نگذارند برود حتی شده در ناخودآگاه

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

می دونی ! گاهی نمی خوامت ... گاهی هیچ کسو نمی خوام ... میدونی دارم تمرین میکنم دل سنگ باشم؟ چطور بدون اینکه اعتماد کنم باید روزامو بگذرونم؟ این سوالیه که هنوز جوابی واسش ندارم ! تنها میدونم که از اعتماد کردن دوباره میترسم ... من ترســــــــــــــ و ام

velveshia
velveshia

تمام آنچه ریسیده بودم ... تمام قول هام رو زیر پا گذاشتم .. خیلی بد شد .. دلم .. قول داده بودم دیگه آرامشم رو از دست ندم قول داده بودم رفتارام رو کنار بذارم قول داده بودم مراقب دلم باشم قول داده بودم خودمو فراموش نکنم قول داده بودم اعتماد نکنم قول داده بودم توجهی بهت نکنم قول داده بودم .. حالا من موندم و تمام قول هایی که شکستم و پشیمانم ..

velveshia
velveshia

گاه در اوج تمنا باید نخواست ..

velveshia
velveshia

فراموشی... گوشه به گوشه خانه ی دلم را می گردم تا شاید بهانه ای برای دیدن تو باشد. دستهایم رابر دیواره قلبم می کشم تا شاید صدای تورا از آن سو بشنوم.گاهی چشمانم را می بندم تا در رویاهای بی کران غرق شوم. گاهی.... آنچنان در خیال محو تماشای تو می شوم که خود را فراموش می کنم. آری............. من غرق تماشای خیالی توام، ولی می دانم که تو مرا دست فراموشی سپرده ای!

velveshia
velveshia

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج می شد به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم پیر شده بودم..! . . (همه چيز را نبايد تجربه کرد)

velveshia
velveshia

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ! پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

velveshia
velveshia

من بدهکار توام ای مادر همه جانی که به من بخشیدی لحظاتی که برای امن من جنگیدی و بدهکار توام عمرت را روزهایی که ز من رنجیدی اشک ها دزدیدی، و به من خندیدی .... من بدهکار توام ای مادر!

velveshia
velveshia

روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند.برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بی حوصلگی نوشتم: بمیرد بهتر است.برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم. انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد.اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم

velveshia
velveshia

خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد دكتر علي شريعتي

velveshia
velveshia

دستم بوی گل ميداد من رو به جرم گل چيدن گرفتند و محاکمه کردند ولی کسی فکر نکرد شايد من گلی کاشته باشم

velveshia
velveshia

نگاه = 1 لبخند 7 لبخند = 1 ملاقات 7 ملاقات = 1 پیشنهاد 7 پیشنهاد = 1 بوسه 7 بوسه = 1 ازدواج 1 ازدواج = 7777 تا مشكل پس مراقب نگاهت باش

این ارسال را بازنشر کرده است.
velveshia
velveshia

مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم با خيال او ولي تنهاي تنها ميروم در جوابم شايد او حتي نگويد کيستي شايد او حتي بگويد لايق من نيستي مينويسم من که عمري با خيالت زيستم گاهي از من ياد کن ، حالا که ديگر نيستم

velveshia
velveshia

در کودکی : پاك کن هایی ز پاکی داشتیم، یک تراش سرخ لاکی داشتیم، کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت، دوشمان از حلقه هایش درد داشت، ... ... گرمی دستانمان از آه بود ، برگ دفترهایمان از کاه بود، تا درون نیمکت جا میشدیم ، ما پراز تصمیم کبری میشدیم ، با وجود سوز و سرمای شدید ، ریزعلی پیراهنش را میدرید، کاش میشد باز کوچک میشدیم ، لااقل یک روز کودک میشدیم ...!

velveshia
velveshia

یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است ............................