velveshia
پایانم نزدیک است نبودنم را تمرین کن
velveshia
دوستان تا اطلاع ثانوی خدا نگهدار
velveshia
دلم گرفته ازادمایی که میگن دوست دارم.امامعنیشونمیدونن..
ازادمایی که میخوان مال اوناباشی ولی خودشون مال تو نیستن...
از اونایی که زیربارون برات میمیرن ووقتی افتاب میشه همه چی یادشون میرن
velveshia
اشکم قطره قطره می چکد از ناودان تنهایی این ناودان مدتهاست چشم به راه توست ... برگرد تنهایی عجیب درد دارد ...
velveshia
باید می دانستم سرانجام تو را از اینجا خواهد برد این جاده که زیر پای تو نشسته بود
velveshia
زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش تكه سنگي را برداشت و بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت.مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انگشت دست پسر قطع شد وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد "پدر كي انگشتهاي من در خواهند آمد" !آن مرد آنقدر مغموم بود كه هیچي نتوانست بگويد
velveshia
من یه پیشنهاد دارم کی موافقه هر روز درباره یه موضوع خاص حرف بزنیم ؟
velveshia
شبي غمگين شبي باراني و سرد مرا در غربت خود رها كرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار كوچه ها كرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين غربتش با من چه ها كرد تمام هستي ام بود و ندانست كه در قلبم چه آشوبي به پا كرد و او هرگز شكستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا كرد.
velveshia
خداوندا! اگر روزي بشر گردي ز حال بندگانت با خبر گردي پشيمان ميشوي از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت. خداوندا تو مسئولي. خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است، چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…(دكتر شريعتي)
velveshia
خدايا کفر نميگويم، پريشانم، چه ميخواهي تو از جانم؟! مرا بي آنکه خود خواهم اسير زندگي کردي.
velveshia
بعضي وقتا دلم ميخواد به همه چيز پشت كنم حتي به خودم
velveshia
حرف ها دارم ... اما.... بزنم یا نزنم؟ با توام ! با تو ! خدایا بزنم یا نزنم ؟ همه ی حرف دلم با تو همین است که << دوست ...>> چه کنم حرف دلم را بزنم یا نزنم؟ عهد کردم که دگر از قول وغزل دم نزنم ... زیر قول دلم اما بزنم یا نزنم؟ از ازل تا به ابد پرسش آدم اینست...؟ دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم؟ به گناهی که تماشای گل روی تو بود ... خار بر چشم تمنا بزنم یا نزنم؟ *قیصر امین پور*